اين Post را مریم در زمان
۱۲:۱۳ ب.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
چهارشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۵
اهداي عضو
اين بحث تا وقتيكه براي ديگران باشه خيلي قشنگه ولي وقتي نوبت خود آدم يا يكي از عزيزاي آدم ميرسه برخورد منطقي باهاش يك كم سخت ميشه.
اين Post را مریم در زمان
۳:۰۲ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
زخمهاي عشق
چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود .... تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را نشان دهد. پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند ....
اين Post را مریم در زمان
۱:۲۰ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
اشكها و لبخند ها
من بچگيام انقدر تحت تاثير اين فيلم قرار گرفته بودم كه همش حسرت ميخوردم كه چرا ما 7 تا خواهر برادر نيستيم:) اين عكسو ببينين
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۰۵ ق.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
اين Post را مریم در زمان
۹:۳۲ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
دوشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۵
پيامهای بازرگانی
اگر در محدوده سهروردي عباس آباد، تخت طاووس ... هستيد، يه Fast Food تازه افتتاح شده به نام ماژين كه انواع ساندويچاش 1000 تومنه،ساندويچاي به چه بزرگي با نوشابه و سرويس رايگان
اين Post را مریم در زمان
۴:۵۳ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
روش تشخيص گوشي هاي قلابي
شماره سريال گوشيتونو با شماره سريالي كه پشت باطري گوشي خورده مقايسه كنين. آهان. سوال خوبيه براي اينكه شماره سريال گوشيتونو بفهمين بزنين ستاره (*)، مربع (#)، 06 ، مربع (#)
مويد باشيد
اين Post را مریم در زمان
۴:۱۰ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
تهريش در اروپا مد ميشود!
اين نوع آرايش برخلاف ايدههاي پيشين در ميان زنان طرفداران زيادي را به خود جلب كرده و داشتن ريش در ميان نوجوانان و جوانان بين 18 تا 35 سال، نوعي نشانه برخوداري از توان مردانگي هم تلقي ميشود.
اين Post را مریم در زمان
۲:۴۱ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
ناصر عبدالهي
ناصر عبداللهي خوانندهپاپ كهبراثر مسموميت دارويي روزگذشتهبه بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل شده كماكان در I.C.Uبه حالت اغمابه سر ميبرد.
Zurich, 23 November 2006 - The FIFA Emergency Committee, composed of the FIFA President and one representative of each of the six confederations, yesterday (22 November 2006) decided to suspend the Islamic Republic of Iran Football Federation (IRIFF) from all international activity due to government interference in football matters and violation of Article 17 of the FIFA Statutes.
The FIFA Emergency Committee took this decision after determining that the IRIFF was not adhering to the principles of the FIFA Statutes regarding the independence of member associations, the independence of the decision-making process of the football governing body in each country and the way in which changes in the leadership of associations are brought about.
The FIFA Emergency Committee further approved the following road map:
- Establishment of an IRIFF Normalisation Committee appointed by FIFA and the Asian Football Confederation (AFC), the composition of which reflects the role of football’s stakeholders;
- Drafting of new statutes on the basis of the FIFA Standard Statutes; - Organisation of new elections under the supervision of FIFA and the AFC after the approval of the above-mentioned new IRIFF statutes
In August 2006, FIFA and the AFC gave the IRIFF a deadline of 15 November 2006 to reinstate its elected president, Dr Mohammed Dadgan, and to comply with the relevant provisions of the FIFA Statutes. In this respect, FIFA and the AFC adopted the clear position that Dr Dadgan and the members of his board remained the recognised and legitimate president and leadership of the IRIFF. This deadline was not met by the IRIFF.
The lifting of this suspension would depend on the above road map being accepted and fully implemented by the relevant authorities in Tehran.
اين Post را مریم در زمان
۷:۳۵ ق.ظ. ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
سهشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۵
آداب معاشرت
دوستم يه كتاب براي من خريده به نام آداب معاشرت. كتاب جالبيه، من يه تيكه هاييشو اينجا مينويسم، اگه دوست داشتين بخرين. البته 2 تا کتاب آداب معاشرت چاپ شده يکی برای همه يکی برای دختران و پسران جوان
جفتش جالبه ولی برای دختران و پسران جوانش بامزه تره
قابل توجه خانمها سنجاق يا سوزن به جای دکمه زير کمر و يقه لباس علامت بزرگ بی نظمی است
بالا انداختن شانه شايد با بالا انداختن شانه بنوانيم عقيده منفی خود را نشان دهيم، ولی آيا ادب خود را نيز نشان داده ايم؟
صورت عرق کرده اگر در تابستان صورتتان عرق کرده است، اصراری نداشته باشيد که دوستتان را ببوسيد.
عادت بد تکان دادن پا يآ ضربه زدن روی ميز به طورمکرر، اعصاب اطرافيانتان را نا آرام ميکند...
جمعه ها جمعه ها را برای نظافت خانه اختصاص ندهيد.اين تنها روزی است که همه افراد خانواده دور هم هستند.بايد روزتان را در آرامش و شادی بگذرانيد.
آداب دست دادن مرد جوان هيچگاه دستش را برای دست دادن با مرد مسن تر جلو نميبرد. اين موضوع در مورد خانم ها نيز صدق ميکند.
بوی سير اگر چند نوع غذا درست کرده ايد، به مهمانان اطلاع دهيد که در کدام يک از آنها سير زده ايد و انتخاب را بر عهده ايشان بگذاريد.
عشق من در ميان جمع، همسرتان را عشق من صدا نکنيد ( حتا اگر اتفتقن عشق شماست). شايد گفتن عبارت فوق ديگران را به اين فکر وادار کند که آن قدر ها هم که ميگوييد و تظاهر ميکنيد عاشق همسرتان نيستيد.
آداب معرفی در زمان معرفی، خانم ها در مقابل پای خانم ها بلند ميشوند ولی در مقابل آقايان کافی است که با احترام سر را کمی خم کنند.
سوپ يا آش سوپ يا آش از جمله غذا هايی هستند که بجز بار اول ديگر نبايد تعارف شوند. همچنين ميزبان نبايد بيشتر از يک ملاقه سوپ يا آش در بشقاب مهمان بريزد
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۴ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
چي بگم والا
چندي پيش در اتوبان تهران كرج يك راننده با يك مسافر سر تا پا سفيد پوش روبرو ميشود و پيشنهاد كرايه بالا به راننده ميدهد و جلو مينشيند و به راننده هم ميگويد هر كه را كه خواستي سوار كن در راه خدا!!! جلوتر هم راننده به خيال اينكه امروز روز خوش شانسي است مسافر ديگري سوار ميكند و آن مسافر هم پيشنهاد كرايه بالا به راننده ميدهد. راننده به اين ترتيب دو مسافر ديگر هم سوار ميكند و در فكرش بوده كه چه روز خوشي را سپري ميكند. پس از مدتي از شروع حركت راننده، مسافر سفيد پوش به راننده ميگويد مي داني كه من كيستم؟ راننده ميگويد كه نه! آن مسافر ميگويد : من عزراييل هستم و آمده ام كه جانت را بگيرم ، راننده ميگويد مسخره بازي در نيار، مسافر مي گويد مسخره نميكنم اگر باور نداري از مسافران عقب بپرس راننده با ناباوري از مسافران عقب سوال ميكند و ميگويد اين مرتيكه چي ميگه؟ مسافران ميگويند " كي را ميگي"؟ ميگه همون آقايي كه جلو نشسته!!! مسافرا ميگند كسي كه جلو نيست. مگه حالتون بده؟ راننده بيچاره از ترس ميزنه كنار و از ماشين پياده ميشه، عزرايييل و بقيه هم تا اين بيچاره از ماشين پياده ميشه ماشينو ور ميدارند و ميزنند به چاك!!!
اين Post را مریم در زمان
۹:۵۷ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
اين Post را حمید رضا در زمان
۱۲:۲۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
چهارشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۵
آدمهای دودره باز!!!
امروز با این که وقت زیادی هم نداشتم گفتم یک چیزی اینجا بنویسم :-) مدتیه که جام خالیه اینجا!
تا حالا با آدمهایی برخورد کردین که سهل انگاری خودشون رو با یه دروغ توجیه میکنن؟ من با اینجور آدما اینجوری برخورد میکنم... اول سوال میکنم وقتی شروع به توجیه کرد یه چیزی رو که مطمئنم ممکن نیست رو به صورت سوال به نفع طرف مقابل می پرسم ... طرف هم که میبینه حرف توی دهنش گذاشتم میگه آره... به خاطر همینه!
به مثال زیر توجه کنین:
من: چرا این کابل رو قطع کردی؟ اون: خوب .. آخه...... من: آها نکنه اون برق کاره دیروزی قطعش کرده؟ اون: آره ... من اومدم دیدم قطعه! من: اما دیروز که اون برقکاره رفت من همه چیزو چک کردم، خودم دیدم که سیمه سالم بود...
..... و اینجاست که طرف واسه این که خودشو ضایع نکنه راستش رو میگه... ولی اکثر کسائی رو که من دیدم این اخلاق رو دارن پای حرفشون هم می ایستن!!! و بدون توجه به اینکه شما گفتین من خودم دیدم ... باز هم اصرار میکنن که نه شما اشتباه میکنین!!! سوتی رو دارین؟! گاهی هم یه چیزی بهش میچسبونن و به خودتون تحویل میدن.... و خیلی مواقع هم از رودستی که خوردن عصبانی میشن و قاطی میکنن. به هر حال همه اینها نشون میده که طرف واقعاً یه جای کارش می لنگه.... ضمناً حواستون باشه ... گاهی اینجور افراد جویده و نا مفهوم حرف میزنن تا بتونن بعداً ازش استفاده کنن. هروقت گیر اینجور آدمی افتادین باید هر چیز نا مفهومی رو دقیق ازش بپرسین!!!
اين Post را Elvis Moris در زمان
۱:۲۵ ب.ظ. ارسال كرده
3 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
سهشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۵
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم، با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با استكي پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. استكي به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. استكي چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و استكي بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني. با عشق، پسرت، جان
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه تامي. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
اين Post را حمید رضا در زمان
۱:۲۸ ب.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
10 باور غلط درمورد سرما خوردگی:
1- از خانه بيرون نرو، هوا سرده، سرما ميخوري عامل سرماخوردگي چند نوع ويروس است و نه هواي سرد! و اتفاقاً محيطهاي بسته بيشتر باعث انتشار ويروسها بين افراد ميشوند. چطور؟ يك نفر حامل ويروس است، در اتوبوس، در محل كار، در مهماني، كنار بقيه مينشيند كار ميكند و راه ميرود. در و پنجرهها بسته است و هيچ تهويهاي هم نيست، ويروسي كه با ترشحات تنفسي او خارج شده و سرگردان مانده، خودش در خانه ميزبان ديگري؛يكي از افراد حاضر در جمع جا ميدهد!
2- عطسه ميكنم! آنفلوانزا گرفتم! اما آنفلوانزا با سرماخوردگي فرق ...... شايد عطسه، آبريزش از بيني و چشم و بيحالي و حس كسالت سرماخوردگي خيلي بيشتر جلب توجه و ترحم ما را بكند، اما در آنفلوانزا به جاي اين مشكلات، تب بالا، سردرد و درد شديد عضلات و مفاصل داريم و فرق در بيماري هم در همينهاست. علاوه بر اين شروع آنفلوانزا ناگهاني و بيمقدمه است و آدم را غافلگير ميكند، در حالي كه سرماخوردگي آرام آرام شديد ميشود و بعد هم فروكش ميكند.
3- سرماخوردهام، فقط سوپ جوجه خوبم ميكند سوپ جوجه از دو طريق به كم كردن علائم سرماخوردگي كمك ميكند. اول متوقف كردن حركت سلولهاي التهابي (با نام نوتروفيلها) به طرف مجاري تنفسي و دوم سرعت دادن به حركت مخاط ترشح شده اضافي به طرف خارج كه اين دو كار باعث كم كردن التهاب احتقان اين منطقه ميشود.
اما نكته در اينجاست كه انواع ديگر سوپها و آشها به دليل آن كه حجم اصلي آنها را مايع تشكيل ميدهد، آن هم مايعي گرم و مطبوع، ميتواند چنين اثري داشته باشد.
4- نه، چيزي نميخورم، آخه سرماخوردهام! بهتر است از مصرف غذاهايي با چربي بالا، ادويه تند و سرخ كردني در اين مدت پرهيز كنيم و مايعات بيشتري از جمله آب ميوههاي طبيعي، شير، چاي كمرنگ و نيز آب بنوشيم، اما هيچ نيازي به پرهيز كامل از غذا نيست كه هيچ، اين كار باعث ميشود دفاع بدن در مقابل عوامل خارجي كمتر و كمتر شود.
5- سرماخوردهام،تا يك پنيسيلين نزنم خوب نميشم. هنوز معلوم نشده اولين كسي كه باعث رواج اين باور غلط شد، چه كسي بود. علت هم اين است كه عامل سرماخوردگي ويروس است و ويروسها هيچ كدام به داروهايي كه تحت عنوان آنتيبيوتيك ميشناسيم، مثل پنيسيلين، آموكسي سيلين و غيره هيچ پاسخي نميدهند. مصرف خودسرانه و بيرويه اين آنتيبيوتيكها نه تنها كمكي به درمان سرماخوردگي و آنفلوانزا نميكند، بلكهباعث ميشود باكتريها با اين داروها آشناتر شوند و در نتيجه بتوانند راههايي را براي مقاومت در برابر آنها پيدا كنند
6- شكمم سرماخورده، دائم دارم بالا ميآورم يك سوم از ويروسهاي عامل سرماخوردگي ميتوانند علاوه بر ايجاد علائم تنفسي، باعث درجاتي از اسهال، تهوع و استفراغ يعني علائم گوارشي هم بشوند.
7- واكسن آنفلوانزا نميزنم، چون ممكنه مريض بشم.
8- سرماخوردهام، فقط بايد بخوابم توخونه تا خوب بشم. اشتباه نشود، كار زياد، انواع استرس، آلودگي هوا، كمخوابي و همه چيزهاي مشابه آن ميتواند سيستم ايمني را تحت فشار بگذارد و اجازه ندهد كارش را درست انجام دهد داروهاي آنتي ويروس خاصي هستند كه ميتوانند تا حد زيادي تكثير ويروسها را كنترل كنند.البته يادتان باشد كه شروع اين داروها در دو روز اول بعد از شروع بيماري تأثير دارد و بعد از آن ديگر بيفايده است.
9 - روزي يك قرص ويتامينC ميخورم تا سرما نخورم. ويتامين C نميتواند شما را در برابر ابتلا به سرماخوردگي مصون كند، ولی اگر در رژيم غذايي شما مقادير كافي ويتامين C وجود داشته باشد، مثلا به اندزه كافي فلفل سبز، مركبات و ميوههاي تازه مصرف كنيد، سيستم ايمني هوشيارتر و آمادهتـري خواهيد داشت
10 - براي پيشگيري از سرماخوردگي فقط كافيه نزديك آدم سرماخورده نروم. دوري از قطرات تنفسي پر از ويروس فرد بيمار، البته راه مؤثر و خوبي براي پيشگيري است اما فراموش نكنيد اين قطرات ممكن است روي دست فرد بيمار هم حضور پيدا كنند و آن وقت هرجا كه او دستش را بگذارد اعم از دستگيره در، گوشي تلفن، صفحه كليد كامپيوتر و نوشتافزارها ميتواند ويروسي شود. شما دستتان را به آنها ميزنيد، دست شما هم ميشود منبع ويروس.
پس با همين آب و صابون معمولي روزي چند بار دستتان را بشوييد. دست آلوده را به دهان و چشمتان نزنيد. صفحه كليد و ميز كارتان را هم ميتوانيد با محلولهاي الكلي رقيق هر روز پاك كنيد.
اگر ميخواين سرما نخورين روزی يکی ويتامين C جوشان بخورين!;)
ولی بی شوخی من به تجربه بهم ثابت شده که ويتامين C عجيب غريب جلوی سرما خوردگيو ميگيره ضمنن خوردن روزانه يک عدد Multi Vitamin جوشانو توصيه ميکنم! نوع خارجيش البته اصلنم گرون نيست، تقريبن هم قيمت ايرانيشه يه مدت بخورين تاثيراتشو ميبينين به قول مامان بزرگه خدا بيامرز موجز ميکنه
اين Post را مریم در زمان
۱۲:۴۸ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
ملت مادر دوست
مردم کشور نيوزلند علاقه وافری به مادران خود دارند، اخيرن يک نظر سنجی در اين کشور انجام شده و از پرسش شوندگان خواسته شده تا اولويت وسايل و افرادی را که بايد طی سفر همراه داشته باشتند را تعيين کنند. اولويت شهروندان به شرح زير بوده: 1.کارت اعتباری 2.دوربين 3.نقشه 4.مادرشون
منبع : همشهری
اين Post را مریم در زمان
۹:۴۵ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
دوشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۵
معرفی آهنگ
گوش بدين اه اه اون تيکه های RAP اش خيلی بيخوده، مخصوصن اونيکی از اونجا که ميگه "مث بت شدی...." ولی بقيش قشنگه خواننده: کورش صنعتی
اين Post را مریم در زمان
۱۲:۰۵ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
اين مطلب را مدتي است خوانده ام و با توجه به توضيح داده شده و زمان طي شده و ... مطلب را از وبلاگ جذاب مرد تنها نقل ميكنم
با توجه به اینکه مریم دی جی(محشر نصر الهی) از ایران خارج شده بنابراین یک کلیپ تصویری از ایشون داشتم که اونو اینجا براتون می ذارم . فرمتشهستش . این کلیپ توی ارایشگاه زنانه فیلمبرداری شده و خودشون به این فیلم برداری راضی بودن . من هم صداشونو خیلی دوست دارم . تو این کلیپ ایشون یکی از اهنگ های کاست اول (وفکر کنم تا حالا اخرشون) رو می خونند . اسم این اهنگ هوار هوار ه و خیلی نازه ، بنابراین این شما و این هم مریم دی جی
بريتنی اسپيرز در ۲۴ سالگی، در حرفه اش بسيار موفق بوده و زندگی پرتلاطمی را پشت سر گذاشته است. در فوريه سال ۱۹۹۹، اسپيرز ۱۷ ساله، با اولين تک آهنگش به نام Baby One More Time در فهرست آهنگ های پر فروش بريتانيا جای گرفت. شور و حال اين خواننده نوجوان، در سال ۱۹۹۹ داوران جوايز ام تی وی اروپا را تحت تاثير قرار داد و چهار جايزه نصيبش کرد. بريتنی اسپيرز و خواننده ديگر پاپ کريستينا اگيلرا اولين بار زمانی با هم ملاقات کردند که هر دو به عنوان هنرمندان جوان در برنامه تلويزيونی ميکی موس کلاب حاضر شده بودند. جاستين تيمبرلک چندين سال دوست پسر اسپيرز بود. آنها به دليل برنامه کاری فشرده شان در سال ۲۰۰۲ از هم جدا شدند. در ژانويه ۲۰۰۳ اسپيرز به خاطر ازدواج با دوست دوران بچگی اش در لاس وگاس دوباره خبرساز شد. اين ازدواج ۵۵ ساعت به درازا کشيد و لغو شد. در همان سال اسپيرز دوباره جنجال آفريد. او و مدونا هنگام اجرای موسيقی در مراسم جوايز ويديو کليپ ام تی وی يکديگر را بوسيدند. در سال ۲۰۰۴ بريتنی در يک مراسم خصوصی در لس آنجلس با کوين فدرلين يکی از پسرهای گروه رقصش ازدواج کرد. آنها دو فرزند داشتند اما ازدواجشان به دليل "اختلافات غيرقابل حل" به دادگاه طلاق کشيده شده است.
يك عبارت بي نتيجه را در گوگل فارسي جستجو كنيد. لات بازي جواب ميده. خودموني شده! ببينيد
اين Post را حمید رضا در زمان
۲:۵۴ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
روش تشخيص آدم های تنبل و لا ابالی!
از روی پلاک ماشيناشون ميشه فهميد:همه اونايی که هنوز با پلاکهای قديمی توی شهر اينور اونور ميرن. خوب کردم بهت گفتم لاابالی:>
اين Post را مریم در زمان
۹:۵۷ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
چهارشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۵
نمايشگاه عکس
ديروز به يه دليل غير هنری رفته بودم خانه هنرمندان. نمايشگاه عکاسی بود، اگه دوست دارين حتمن يه سر بزنين کافی شاپ قشنگی هم داره، کلن محيط آرامش بخشيه! والا
آدرس : خيابان ايرانشهر، ضلع جنوبی پارک هنرمندان
اين Post را مریم در زمان
۴:۴۱ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
چند تا SMS
به مرغه ميگن چرا تخم نميذاری؟..ميگه شوهرم گفته واسه 80 تومن انداممو خراب نکنم ------------ منتظره مامور سرشماری نباش، تو رو آخر پاييز ميشمرن ------------ سلام، من از اداره برق مزاحمتون ميشم، شما شاکی خصوصی دارين، آخه برق چشاتون يکيو کشته ------------ سلام من از اداره گاز مزاحمتون ميشم، ميشه يه گاز از لپتون بگيرم
با تشکر از مريم و برزويه و آرش
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۵۵ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
متفرقه مطبخ و مرگ همسايه در سفر برای اجرای نمایش نشسته : هادی اسلامي , آذر فخر, اکبر زنجانپور ايستاده : سعید امیر سلیماني , نازِي حسني , غلامعلي نبي پور , تانيا جوهري , جعفر والي , فرزانه تائيدي , محمد علي جعفري
تاتر ضبط شده تلویزیونی آسانسور فرزانه تائيدي , داود رشيدي
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۲۱ ق.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
بچه تام کروز اينا
من هر چی از زوج Angelina Juli و Brad pitt خوشم مياد ازايندوتا بدم مياد
اين Post را مریم در زمان
۹:۵۵ ق.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
موقع وارسی کردن نامه های ارسالی، به یه روزنامه برخوردم که واسه یکی از شرکت ها همسایه ارسال شده بود:
باورش سخته، امّا واقعیت داره،
ما تو این مملکت، نشریهء تخصّصی در مورد مرغداری و فن آوری اطّلاعات و ارتباطات داریم اونوقت آقایون و خانوما هی انتقاد کُنَن
اين Post را DELETE THIS PROFILE در زمان
۲:۵۷ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
سفيدآب، رمز تجارت يک ايرانی در آمريکا
شما هم حتمن شنيدين يا ديدين که يکی از اقلام سفارشی اين جماعت خارج از کشور مخصوصن اونايی که سنی ازشون گذشته سفيدآبه کلن نسل قبلی يه تعصب عجيبی رو اين ماده دارن که واسه من خيلی جالبه
اين مطلبو از BBC بخونين:
"معصومه ويک"، بانوی ايرانی ۴۵ ساله ای است که ۲۷ سال پيش از ايران به بريتانيا و سپس به آمريکا مهاجرت کرد. او بخوبی به ياد می آورد هنگامی که هشت سال داشت با مادرش به حمام عمومی می رفت و مادرش روی بدن او سفيدآب می ماليد. او می گويد هنوز احساس نرمی و طراوت پوستش را پس از مصرف سفيدآب به خاطر دارد. او با استفاده از همين خاصيت سفيدآب، توليد مواد آرايشی و بهداشتی را در آمريکا آغاز کرده است.
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۴ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
يک قصه تکراری ولی جالب
يه سخنران معروف سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاري آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد :" کي اين اسکناس 20 دلاري رو دوست داره ؟" دست ها شروع به بالا رفتن کرد . او گفت : " من مي خوام اين 20 دلاري رو به يکي از شما بدم. اما اول بذارين يه کاري بکنم. " سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد : " کسي هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد ؟ " باز دست ها بالا رفت . او اينگونه ادامه داد :" خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چي ؟ " و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد. سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت :" هنوز کسي هست که اين 20 دلاري رو بخواد ؟ " اما هنوز دست ها در هوا بود. سخنران گفت :" دوستان من ، همگي شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بي توجه به اينکه من چه بلايي سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيزاز ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار مي ارزيد . " خيلي از اوقات در زندگيمون ، ما بوسيله تصميم هايي که مي گيريم و وقايعي که واسه مون پيش مياد ، پرتاب ، مچاله و به زمين ماليده مي شيم . در اين جور مواقع احساس مي کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم. اما مهم نيست که چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمي دهيد : تميز يا کثيف ، مچاله يا صاف ، باز هم شما از نظر اونايي که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادي دارين . " ارزش زندگي ما بر اساس اون چيزي که هستيم تعيين مي شه ."
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۲ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
شنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۵
خوب شد!
يک خاطره: داشتم با ماشينم مي رفتم سر كار كه موبايلم زنگ خورد گفتم بفرماييد الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمي يه فوت كن اگه ميخواي با من دوست بشي دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد . گفتم اگه زشتي يه فوت كن اگه خوشگلي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم اگه اهل قرار نيستي يه فوت كن اگه هستي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم من فردا ميخوام برم رستوران شانديز اگه ساعت دوازده نميتوني بياي يه فوت كن اگه ميتوني بياي دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد . با خوشحالي گوشي رو قطع كردم فردا صبح حسابي بخودم رسيدم بهترين لباسمو پوشيدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمي گنجيدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در ميومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار مياي خونه؟ اگه نمياي يه فوت كن اگه مياي دوتا فوت كن
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۱۷ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
سر نوشت: وظیفه هر(مومنی) انسانی است که دنبال راهی باشد تا از بی آبرو شدن مومن (انسان) دیگر جلوگیری کند پس اگر حتی یک درصد هم می توان شک کرد که زهرا ابراهیمی - بازیگری که طبعاً با بازیش می بایست معروف می شد - بازیگر نقش اول فیلم سکسی منتشر شده در جامعه نباشد و ظیفه من وتو است که آنرا قویاً تکذیب کنیم دوستان اینجا سرزمین تصمیم گیری های مبتنی بر حمق مرکب است. این ماجرا در شرایطی می تواند منجر به قتل زهرا ابراهیمی شود پس در این قتل شرکت نکنید. قتل قتل است حتی اگر بدست 30 -40 ملیون نفر انجام شود. پس با حیات دیگران ساده شوخی نکنید
صفر گاهی اوقات بدجور از خودم شرمنده میشوم! منتقدان و حضرات دست به قلم و دست به خبر بعضیوقتها مثل بیشتر وقتها خیلی اهمال میکنند و بیخیال ِ آنچه میگذرد به زندگی فشل خبری خود میپردازند! رسانه ها و خبرگزاریهای رسمی خیلی زودتر و محکمتر میتوانستند جلوی شیوع این قضیه را بگیرند...حیف! خبر بازیگر سریال نرگس(چه کار درستی کردهباشد و چه نادرست! ) نباید از طریق خبرگزاریهای درپیتنیوز و وبلاگهای تازهتأسیس تشنهی هیت و بازدید و لینک باکسبازها اشاعه پیدا میکرد! یکی از همین وبلاگها طی سه روز اخیر نزدیک به ۱۰۰هزار بازدید داشته! سرویس بلاگها باید در این مباحث که آبروی افراد مطرح است و قاعدهی تشییع فاحشه بر آن صدق میکند مواظب باشند و خود دست به کار حذف چنین وبلاگهایی شوند!
باز خدا پدر و مادر نیروی انتظامی را بیامرزد که اگر چه دیر، دارد اطلاعرسانی میکند
یک... ادامه مطلب را در اینجا بخوانید (با تشکر از عباس حسین نژاد)ـ
در اینباره: اسید پاشی اینترنتی (فکر نمی کردم بازتاب ، بازتاب منطق در این خصوص باشد) ـ خودکشی زهرا امیر ابراهیمی تکذیب شد کسانیکه بدنبال فیلم مذکور هستند هم توصیه می کنم یک فیلم تر و تمیز سکسی دانلود کنید ان شاالله به مراتب جذاب تر خواهد بود
اين Post را حمید رضا در زمان
۶:۲۸ ب.ظ. ارسال كرده
6 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
... مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت : مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد.... ... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد. مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم. بي آنكه خدايي داشته باشم ...
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۱۲ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟
روزی روزگاری اهالی يک دهکده تصميم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود، اين يعنی اطمينان
اعتماد:
اعتماد بايد شبيه احساس کودک يک ساله ای باشد، که وقتی اورا به بالا مياندازی ميخندد... چون ميداند که او را خواهی گرفت
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۲۵ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع شما نظري ندارين؟