
پنجشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۶
گلزار، ستاره نا تمام
نقش خودت را خوب بازي كن
نيما حسني نسب :هميشه فكر ميكردم محمدرضا گلزار به عنوان يك سوپراستار در سينماي بعد از انقلاب، چيزي كم دارد؛ يك چيز جدي و اساسي كه كمبودش نميگذارد ستاره درجه يك و ماندگاري باشد. او بيشترين شرايط و لوازم ستاره شدن را دارد و از نظر حرفهاي هم مسير درست و قابلقبولي آمده.
به اندازه كافي هم- خيلي بيشتر از بقيه ستارههاي كمنور اين سينما- پول به جيب تهيهكنندهها و چرخه مالي سينما ريخته است. پس مشكل كجاست؟ اين سوالي بود كه با تماشاي برنامه «شب شيشهاي» با حضور گلزار جوابش را پيدا كردم.
گلزار ستارهاي ناتمام است كه هلالاش هيچوقت كامل نميشود تا مثل ماه شب چهارده بتابد! چون هميشه با يك پرسوناي مجازي در ذهن بينندگان و علاقمندانش حضور دارد. شخصيت حقوقي او چه در قالب نقشهايي كه بازي ميكند و چه صورتهاي قشنگي كه بر بيلبردهاي شهر نقش بسته، تصوير واقعي خودش نيست و هميشه لنز دوربينها و رتوش عكاسها و فيلتر و پرده سينما رابط او و جهان بيرون بودهاند.
گلزار «واقعي» همان چيزي كه به ستارههاي پرفروغ واقعي هويتي ويژه و ماندگار ميبخشد، هميشه پنهان مانده و دليلش را به راحتي ميشد در آن يك ساعت حضور تلويزيوني فهميد. گلزار واقعي آنقدر بياعتماد به نفس، نگران، سرد و بيروح است كه معلوم نيست چطور ميتواند جلوي دوربين سينما برود و آنقدر به سختي حرف ميزند كه از ديالوگ گفتنش در فيلمها تعجب ميكنيم.
از همه مهمتر اينكه «شب شيشهاي» و يك نشست حضوري پرسش و پاسخي كه از او ديدهام، ميگويد ستاره سينماي ما حرف زدن بلد نيست و اين ايراد خيلي بزرگي است. شايد تصور كنيد اين «بلد نبودن» از شرم حضور اوست يا محدود بودن دايره لغاتش، اما بيشتر به نظر ميرسد كه او آنقدر موقع حرف زدن به مصلحتها و حواشي و احتمالات هر جمله و كلمه فكر ميكند كه قدرت تكلم از دستش درميرود.
معلوم نيست گلزار نگران چيست؟ بالاخره اين مصالح و حواشي كه فقط براي او نيست. باقي آدمهاي مشهور، در هر سطح و مرتبهاي، در هر جاي دنيا، بايد مراقب اين چيزها باشند و در عين حال حرف بزنند و گفتوگو كنند و در محافلي حاضر شوند و در يك كلام غير از روي پرده و بيلبردها هم به چشم بيايند.
اندازه و حدود اين حضور حقيقي و غيرسينمايي را هم خود بازيگر و مشاورانش تعيين ميكنند و برحسب درست و غلطي حساب و كتابشان بهره يا ضرر ميبينند، اما غفلت از اين بخش مهم شهرت و ستارگي مشكلات مختلفي را باعث ميشود و فرضهاي زيادي با خودش ميآورد.
در چنين اوضاعي ميشود به راحتي و شايد به غلط حكم داد كه محمدرضا گلزار از ظاهرشدن با شخصيت حقيقياش ميترسد، چون ميداند كه چيز جذابي براي ارائه كردن ندارد، خوب حرف نميزند و نگران است كه جلوي سوالها كم بياورد.
ميشود فكر كرد كه براي همين بود كه آن نمايش نهچندان بامزه قهر و ترككردن «شب شيشهاي» را درست در سوال اول اجرا كرد تا مجري ذوقزده و نهچندان مسلط برنامه را به انفعال بكشاند و از سوالهاي سخت و چالشهاي احتمالي فرار كند، يا به اين نتيجه رسيد كه پرهيز او از مصاحبههاي مطبوعاتي به دليل ترس از كمآوردن جلوي پرسشهاي مختلف است، يا...
به اين ترتيب، گلزار هميشه سقف پرش محدودي خواهد داشت. از يك طرف نميتواند بخش جدي و مهمي از تمايلات طرفدارانش را برآورده كند و تكوتوك حضورهايش هم بيشتر به محبوبيتش لطمه ميزند. يقين دارم كه «شب شيشهاي» اين لطمه را وارد كرده و نشانههايش را در نقل قولها و نظريههاي شفاهي مردم ميشود فهميد.
نقطه مقابل او مثلا بهرام رادان است كه هميشه از حضورهاي حسابشده مختلف به بهترين شكلي براي محبوبيت بيشتر استفاده كرده است. شايد اين حضورها (مثل برنامه جنجالي او در همين «شب شيشهاي») مقداري نمايشي و جلوهفروشانه و زيادي آرتيستي به چشم بيايد، اما اينها دقيقا همان صفتهايي است كه ستاره براي حضورهاي اينچنيني به آن نياز دارند و رادان خوب بلد است نقش بهرام رادان را در محافل و گفتوگوها و حضورهاي رسانهاي باز كند.
در مقابل، گلزار تا امروز بدترين بازياش را در نقش خودش داشته و اين ميتواند بازيهاي خوب احتمالي را در نقشهاي مختلف ديگر كمجلوه كند. بازي كردن نقش يك ستاره واقعي به تمريني چندبرابر بازي در نقشهاي سينمايي احتياج دارد.
كاش محمدرضا گلزار فرصتي به دست بياورد كه اين نقش را هم خوب تمرين كند و درست به اجرا دربياورد و آن وقت است كه ميشود درباره اين ستاره سينما نظري نزديك به «واقعيت» داد و منتظر درخششهاي «واقعي»تري از او ماند.
منبع: روزنامه هم ميهن
اين Post را مریم در زمان
۹:۳۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
مهستي و گوگوش
اين Post را مریم در زمان
۹:۲۵ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۸۶
؟
اگر برای زندگیت برنامه نداشته باشی، جزئی از برنامه زندگی دیگران خواهی شد.
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۴۶ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
طرفدارای نانسی !
دیگه من چیزی نمیگم!!! خودتون قضاوت کنین! اینم یه عرب لبنانی!
اين Post را Elvis Moris در زمان
۱۰:۰۶ ق.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع

پنجشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۶
مرد
خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و موارد مردانه اي رو كه به نظرش رسيده براي خانمها ممكنه مفيد واقع بشه به رشته ی تحریر دراورده. پس لطفا بخونید و دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارند :
1 - مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.
1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1- "بله" یا "خیر" بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشک رو ببینید.
1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.
1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.
1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.
1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل ویندوز default . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.
1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید "هیچی" ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره
1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه … اینو واقعا میگم
1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید
1- شما کفش، زیادی هم دارید
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ
اين Post را مریم در زمان
۹:۰۷ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

چهارشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۶
علي دايي و فردوسي پور
ويديوي حضور علي دايي در برنامه نود
اين Post را مریم در زمان
۷:۲۹ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

سهشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۶
C# , VB.net
سايت خوبيه
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۰۴ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
دانشنامه آزاد(ویکیپدیای)
امروز مريم اين mail را فرستاد. شما هم بخونين :
--------------
هر جا که میرسیم از فرهنگ ایرانی و عظمت آن حرف میزنیم؛ از کوروش ، داریوش و امپراتوری ایران در زمان هخامنشی و یااز حافظ و سعدی و مولوی. هر فرهنگی با میزان تولید فرهنگی آن شناخته میشود.
سایت
دانشنامه آزاد(ویکیپدیای) انگلیسی راببینید 1633000 مقاله دارد 452000 آلمانی، 348000 فرانسه. قسمت فارسی ویکیپدیا کمتر از 15000مقاله که از نظر کیفیت نیز اصلا قابل مقایسه با زبانهای بالا نیستند.
این دانشنامه آزاد قابل ویرایش توسط همه است . کسی پول نداده که انگلیسی زبانها یا فرانسوی ها برای آن مقاله بنویسند، اما بسیاری ازانسانهای دانا در آن مقاله نوشته اند . وقت آن نرسیده است که فرهنگ خودمان را نه در گذشته بلکه درحال نشان دهیم ؟ بیایید هرکدام یک مقاله خوب درآن بنویسیم .
اگراین نامه برای تعداد زیادی بفرستید ،یک شبه پولدار و خوشبخت نخواهید شد. اگر آنرا را برای 20 نفر نفرستید فقیر نخواهید شد ، از بیماری و درد هم نخواهید مرد، ولی این نامه را فقط برای کسانی که به نظر شما ارزش دارند و می دانید که به فرهنگ کشورشان علاقه دارند بفرستید . شاید هرکس به اندازه خود کاری انجام دهد و به همان اندازه از نظر فرهنگی غنیتر شویم.
دانشنامه آزاد ( ویکیپدیای )فارسی در انتظار مقاله ها و ویرایش های شما است
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۶
سعدی
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل******و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
------
اگر میخواین باهاش دوست شین ...
اين Post را مریم در زمان
۹:۱۲ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
فراخوانی برخی از دوربین های سایبرشات سونی

کمپانی سونی اعلام کرده است که به دلیل اشکال فنی، برخی از مدل های دوربین های سایبرشات خود را از بازار جمع خواهد کرد.
این شرکت می گوید که مشکل پیش آمده از ناحیه سنسور تصویر است که تصویر را به خوبی ثبت نمی کند.
سونی در خصوص تعداد دوربین هایی که این اشکال را دارند، اظهار نظری نکرده است.
یک سخنگوی سونی اعلام کرد این کمپانی، دوربین های معیوب را مجانا تعمیر خواهد کرد.
این دومین بار ظرف سال جاری است که شرکت سونی اعلام می کند که دوربین های دیجیتالش دچار اشکال فنی هستند. اکتبر گذشته نیز این شرکت 20 مدل دوربین هایش را معیوب خواند و درخواست کرد که دارندگان این مدل ها، دوربین هایشان را برای تعمیر مجانی به این شرکت برگردانند.
سونی همچنین حدود ده میلیون باتری ساخت خود را نیز از بازار فراخوانده است که در اغلب لپ تاپ های ساخت شرکت های بزرگ به کار رفته است زیرا بیم آن می رود که دچار گرمای بیش از حد شده و آتش بگیرند.
مدل های فراخوان شده برای تعمیر عبارتند از: DSC-F88, DSC-M1, DSC-T1, DSC-T11, DSC-T3, DSC-T33, DSC-U40 and DSC-U50 که از مدل های اخیر سونی در عرصه دوربین های دیجیتال بودند
منبع
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۳۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

چهارشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۶
بخشي از گفتگوي كيومرث پوراحمد در شب شيشه اي
منظورم اين است كه مميزي در اصل سوژه است يا پرداخت سوژه؟ هردو . نوك برج اكران شد حالا كه در ويدئو رفته است 2 تا صحنه اش حذف شده است .
من يكبار اين را از يكي از مسئولين سئوال كردم پرسيدم كه چرا يك فيلمي كه اكران است يك سري از صحنه ها در آن فيلم است ولي در ويدئو خانگي اين پلانها حذف ميشود بعضي ميگفتند كه دسترسي به ويدئو خانگي خيلي راحتر از سينما است به همین دليل است كه متفاوت است. من نميدانم اين همه فيلم قاچاق مستحجن در جامعه پر است .نوك برج امير حسين صديق موقع جارو كردن خانه اش با يك موسيقي مجاز كه نوارش در بازار است ميرقصد يك حركات كوچكي ميكند شبيه رقص گفتند اين در آمده است گفتم چرا گفتند كه اين دكتر است و دكتر نبايد برقصد .
......
مهدي باقر بيگي را از كجا پيدا كرديد ؟ از داخل مدرسه ها مثل همه ي فيلمهاي ديگر اين عباس عاري زاده كه اسم فيلمش را يادم نيست و لي دما ميزد زير باران اينر ا ما صبح رسيديم بوشهر شب پيدايش كرديم مجيد مثلاً 40 روز طول كشيد تا پيدا بشود .
الان كجاست ؟ فقط شانس اين را داشت كه يك سريال بازي بكند كه مطرح باشد و جذاب باشد ايشان الان مهمندس كشاورزي است و در شهرداري اصفهان بخش صمعي و بصري كار ميكند و فكر ميكنم كه بچه دار هم شده باشد.
......
دومين حضوري كه در قصه هاي مجيد بود و اين حضور جا افتاد و تكرار شد مادر بزرگوار شما هست پروين دخت يزدانيان كه شنيدم در اين اواخر بيماري هم دارند چطور شد كه به فكر افتاديد از ايشان استفاده بكنيد ؟ براي اين نقش هم بايد مي رفتم دنبال زنان معمولي خانه دار ديگه من ديدم مادرمان هم جزء اين زنان معمولي است و تست گرفتيم ديدم كه خيلي خوب است تست را آوردم تهران و دوستان كارشناسم را جدا جدا دعوت كردم خانه ، البته مادرم را نمي شناختند ميگفتم كه بين اين خانمها كدام از همه بهتر و همه مادر من را ميگفتند به خاطر اينكه من فكر ميكردم نكند عرق مادر فرزندي باشد كه من اين فكر را ميكنم ديدم كه نه همه تشخيصشان اين است كه خيلي خوب است.
.......
ميخواستم بدانم كه شگرد خاصي است در انتخاب بازيگر يا بازيگرداني شما روشهاي خاصي دارد . من در مدرسه دخترم و قتي كه رفته بودم برايشان صحبت ميكردم در سر صف طبيعتاً بيشترين سوالشان اين بود كه آقا ما براي بازيگر شدن بايد چكار بكنيم من گفتم كه اولين شرط آن اين است كه دماغتان را عمل نكنيد ما براي يك فيلم نياز به دختر جوان داشتيم من به دستيارم سفارش كرده بودم كه كسي كه دماغش را عمل كرده است اصلاً راه نميدهيد .شما نگاه كن همه دختر ها شبيه هم شده اند .يك خانمي را انتخاب كرديم گفتيم خوب است چند روز بعد براي تست گريم كه آمد لبهايش شكلش عوض شده بود پيشاني اش يك شكلي شده بود يك كاراي عجيب و غريب كرده بود .
اين Post را مریم در زمان
۸:۳۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
ضرب المثل
هر وقت فكر كردي كه داري خيلي سود مي كني،بدون كه داري ضرر مي كني
رييس اداري
اين Post را مریم در زمان
۸:۱۹ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

سهشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۸۶
ماجراهاي حسن
از تركه مي پرسن معني ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة چيه؟
ميگه: يعني دنيا خوبه حسن ولي آخرت خطرنااكه حسن
-----
با تشكر از بهاره
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۱۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

دوشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۶
;))
اين Post را مریم در زمان
۱:۴۸ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
علي پروين و علي دايي

علي پروين: علي دايي از نظر ما فوتباليستهاي مملكت عددي نيست كه ما بخوايم در بارش تصميمي بگيريم، به خاطر اينكه 2 تا روپايي بلد نيست بزنه.
بعدم آقاي علي دايي تو مشهوري تو اين مملكت،محبوب نيستي. محبوب دل مردم نيستي
ويديوي تصويري مصاحبه علي پروين در مورد علي دايي
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۴۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
سران كشورهاي اسلامي
اين Post را مریم در زمان
۸:۴۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
روش جدید مَحرم شدن دو همکار
»در پی فتوای رئیس بخش حدیث دانشگاه الازهر مصر ، درباره روش جدید محرم شدن مرد و زن در محیط های اداری ، پارلمان مصر صحنه انتقادات تند نمایندگان فراکسیون "اخوان المسلمین" به الازهر شد .
به گزارش العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود .
براساس این فتوای عجیب ، در صورتی که این عمل انجام شود ، زن می تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است ، بنمایاند .
وی البته این را هم گفته است که چنین محرمیتی باید به صورت رسمی و کتبی ثبت شود.
بر اساس این فتوا ، کسانی که با این روش محرم می شوند ، می توانند با یکدیگر ازدواج کنند ولی تا قبل از عقد متعارف شرعی ، حق داشتن روابط زناشویی را نخواهند داشت .
در واکنش به این فتوا ، اعضای فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان مصر ، با اعلام نگرانی خود از طرح این موضوع ، خواستار اصلاح فتوا از سوی الازهر شدند .
تعدادی از این نمایندگان فتوای الازهر را باعث رواج فساد در جامعه خواندند و اعلام داشتند که چنین فتوایی مخالف اجماع علمای اسلام است و باید پس گرفته شود .
خبرگزاری البرز
تاریخ خبر:27 /2/1386
کد:11217
اين Post را مریم در زمان
۸:۳۸ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

شنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۶
:)
تركه:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ تركه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم
-------
با تشکر از سعید
اين Post را مریم در زمان
۹:۲۱ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۶
Roles In Software Business
1) Project Manager is a Person who thinks nine women can deliver a baby in One month.
1. مدير پروژه كسي است كه فكر ميكنه 9 تا خانم مي تونن يك بچه را ظرف يك ماه به دنيا بيارن
2) Developer is a Person who thinks it will take 18 months to deliver a Baby.
2.Developer سيستم كسي است كه فكر مي كنه براي به دنيا آوردن يك بچه 18 ماه زمان لازمه
4) Client is the one who doesn't know why he wants a baby.
4.مشتري كسي است كه اصلن نمي دونه براي چي بچه ميخواد
5) Marketing Manager is a person who thinks he can deliver a baby even if no man and woman are available.
5. مدير بازاريابي كسي است كه فكر ميكنه بدون وجود پدر و مادر هم ميشه بچه بدنيا آورد
7) Documentation Team thinks they don't care whether the child is delivered, they'll just document 9 months.
7.تيم مستند سازي براشون مهم نيست كه بچه به دنيا بياد يا نه . اونا فقط 9 ماه را Document مي كنند
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۵۳ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

جمعه، خرداد ۱۱، ۱۳۸۶
نقاب

احتمالاً بیلبوردهای متعدّد فیلم نقاب رو در سطح تهران دیدید.
اگر هنوز نرفتید این فیلم رو ببینید قویاً توصیه می کنم این کار رو بکنید.
این فیلم از نظر داستان یکی از قوی ترین کارهای ایرانی هست که تا حالا دیدم.
تا آخرین لحظه فیلم رو باید دید تا فهمید موضوع از چه قراره.
نکته جالب نقاب این هست که بدون دستمایه قرار دادن موضوعات دینی و مذهبی تاثیر معنوی و انسانی زیادی روی آدم می زاده و اصل از هر دست بدی از همون دست می گیری رو خیلی زیبا و ایرانی به تصویر می کشه.
برچسبها: neghaab, neghab, persian movie, the mask
اين Post را DELETE THIS PROFILE در زمان
۲:۲۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع