
دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۸۷
قرارداد مبهم نفتی
دکتر نژاد حسینیان معاون سابق امور بینالملل وزارت نفت خبرداده است: اگر حجم صادرات به هند و پاكستان روزانه 60 میلیون متر مكعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه 25 میلیون دلار به هندیها و پاكستانیها تخفیف داده میشود و اگر 150 میلیون متر مكعب در روز صادر كند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر 55 میلیون دلار خواهد شد و در دوره 25 ساله قرارداد برای حالت اول 225 میلیارد دلار و برای حالت دوم 495 میلیارد دلار تخفیف داده میشود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاكستان از طرف هر ایرانی 2.3 تا 7 میلیون دلار به شركتهای گاز هند و پاكستان كمك بلاعوض شود.»
اصرار به امضای آن حتی با قیمت های پائین دارند تا به مردم بگویند قراردادی را كه چندین سال در دست مذاكره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا كنند، ما با قاطعیت امضا كردیم
با توجه به اینکه این قرارداد باید در مجلس تصویب شود، باید همه مردم را از خیانتی که برای 25 سال دامن کشور را خواهد گرفت، آگاه کنیم و از نمایندگان خود بخواهیم جلو آنرا بگیرند
-------
منبع : نا مشخص!
اين Post را مریم در زمان
۱:۳۲ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
خدمت جدید بانکی RTGS (ساتنا)
سامانه تسویه ناخالص آنی سیستمی است که در آن پردازش و تسویه مبادلات بین بانکی بصورت مورد به مورد و بصورت ناخالص انجام میگیرد. تسویه مبادلات بین یانکی در این سامانه بصورت آنی ، قطعی و نهایی و برگشت ناپذیر انجام می گیرد مشروط بر اینکه حساب تسویه بانک دارای مانده کافی جهت انجام تسویه باشد.
در اين سيستم مشتريان اين بانك در صورت تمايل به انتقال وجه به حسابهاي مورد نظر در ساير بانك ها ، نياز به داشتن حساب در بانك هاي مقصد را ندارند و مي توانند از طريق حساب خود در بانك ملي ، عمليات انتقال وجه به هر مبلغ را از طريق شعبه مبدأ انجام دهند.
جهت اين كار مشتريان با مراجعه به شعبه دارنده حساب خود در بانك ملي، فرم تقاضاي انتقال وجه از طريق ساتنا را با ذكر نام گيرنده،شماره حساب و نام دريافت كننده وجه تكميل مي كنند.
منبع
اين Post را مریم در زمان
۹:۳۸ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷
دانشگاه های ایران به ترتیب رتبه جهانی
Rank Name ________________________________________1083 University of Tehran
________________________________________
1869 Sharif University of Technology
________________________________________
2085 Isfahan University of Medical Sciences
________________________________________
2132 Tehran University of Medical Sciences
________________________________________
2169 Shiraz University
________________________________________
2275 Institute for Studies in Theoretical Physics and Mathematics
________________________________________
2659 Iran University of Science & Technology
________________________________________
2752 University of Isfahan
________________________________________
2762 Amirkabir University of Technology
________________________________________
2777 Ferdowsi University of Mashhad
________________________________________
2851 Tarbiat Modares University
________________________________________
2888 Khaje-Nassir-Toosi University of Technology
________________________________________
3071 Shiraz University of Medical Sciences
________________________________________
3081 Shahid Beheshti University Tehran
________________________________________
3120 Imam Sadiq University
________________________________________
3208 Payame Noor University
________________________________________
3251 Isfahan University of Technology
________________________________________
3254 Iran University of Medical Sciences
________________________________________
3364 University of Tabriz
________________________________________
3593 Mashhad University of Medical Sciences
________________________________________
3682 Tabriz University of Medical Sciences
________________________________________
3804 Shaheed Beheshti University of Medical Sciences
________________________________________
4194 Urmia University
________________________________________
4397 Bu Ali Sina University
________________________________________
4749 University of Kashan
________________________________________
4765 Al Zahra University (Azzahra University)
________________________________________
4916 Zanjan University
منبع
اين Post را مریم در زمان
۱۲:۵۱ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۷
نکته جالب

تا حالا شده ماشین کسی را قرض کنین و موقع بنزین زدن ندونین باکش کدوم سمته؟
از روی جهت دستگیره Icon پمپ بنزین که روی داشبورد مقدار بنزین را نشون میده میتونین جهتشو بفهمین.
اگر دستگیره سمت راست بود باک شما سمت راسته و بر عکس.
منبعبرچسبها: باک بنزین
اين Post را مریم در زمان
۱:۴۸ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
ویلوننوازی در مترو

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
بنقل وترجمه از
Effective club
برچسبها: joshua bell violin
اين Post را مریم در زمان
۹:۳۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

دوشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۷
دیدنیهای استان هرمزگان
رديف | مبدأ سفر | مقصد سفر | مسير سفر | فهرست جاذبه ها
|
1 | بندرعباس | خورآذيني | بندرعباس- ميناب | پنجشنبه بازار ميناب - قلعه هزاره - باغات انبه و نخلستان - صنايع دستي- جنگل حرا |
2 | بندرعباس | قشم | بندرعباس- قشم- روستاي لافت- روستاي طبل | سفر دريا يي- منطقه آزاد قشم - غار خربين - پ لاژ س يمين- دره ستاره ها- روستاي لافت- جنگل حرا |
3 | بندرعباس | کیش | بندرعباس- بندر خمير- بندر گنگ- بندر لنگه- کيش | آبگرم خمير - ساحل مهتابي - خانه فكري - سفر دريايي - منطقه آزاد کيش |
4 | بندرعباس | گنو | بندرعباس- هرمودر- ايسين- منطقه حفاظت شده گنو | پوشش گياهي منحصر - حيات وحش - اختلاف دم ا- مجتمع آبدرماني گنبد |
5 | بندرعباس | زيارت سيد سلطان محمد | بندرعباس- رودان- روستاي زيارت | باغات مرآبات- پل آبنما-زيارت سيد سلطان محمد |
|
6 | بندرعباس | جزيره هرمز | بندرعباس- جزيره هرمز | سفر دريايي- قلعه هرمز- معدن خاك سرخ |
اين Post را مریم در زمان
۹:۴۱ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، دی ۰۱، ۱۳۸۷
شب یلدا بی عزیز
قدر پدر بزرگ مادر بزرگاتونو بدونین که بدون اونا زندگی یه تیکش کم میشه.
اين Post را مریم در زمان
۲:۰۱ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۷
تست هوش

اگر به نظر شما این خانم در جهت عقربه های ساعت می چرخه شما از قسمت راست مغزتون استفاده می کنید
اگر در خلاف جهت عقربه های ساعت می چرخه شما از قسمت راست مغزتون استفاده می کنید
بعضی از شما ممکنه بتونین هر دو جهت را ببینین. اگر تونستین بدون اینکه نگاتونو از روش بردارین بین دو جهت چرخش Shift کنین IQ شما بالاتر از 160 است و نابغه به حساب می آین.
این مساله به مدت 5 سال در دانشگاه Yale مورد مطالعه قرار گرفته , طبق بررسی ها فقط 14% جمعیت آمریکا قادر بودند هر دو جهت را ببینند.
منبع
برچسبها: آیا شما هم نابغه اید؟
اين Post را مریم در زمان
۲:۰۳ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

سهشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۷
معنی نام کشورهای جهان!
آذربایجان: آتورپاتکان(نگهدار آتش)
آرژانتین: سرزمین نقره
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما(آفتابی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"
ازبکستان: سرزمین خودسالارها
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی
استرالیا: سرزمین جنوبی
اسرائیل: جنگیده با خدا
افغانستان: سرزمین قوم افغان
السالوادور: رهایی بخش مقدس
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی
انگلیس: سرزمین قوم آنگل
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان)
ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا)
ایسلند: سرزمین یخ
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۰۷ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

دوشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۸۷
اندیشه های یک انسان
اگر به خانه ی من آمدی!...برایم مداد بیاور.....مداد سیاه...می خواهم روی چهره ام خط بكشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم، یك ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم
یك مداد پاك كن بده برای محو لبها.....نمی خواهم كسی به هوای سرخیشان ، سیاهم كند.
یك بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا
یك تیغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم.... سرم هوایی بخورد... و بی واسطه روسری كمی بیاندیشم.
نخ و سوزن هم بده، برای زبانم می خواهم ... بدوزمش به سق....اینگونه فریادم بی صداتر است .
قیچی یادت نرود......می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور كنم
پودر رختشویی هم لازم دارم.....برای شستشوی مغزی....مغزم را كه شستم پهن كنم روی بند... تا آرمانهایم راباد با خود ببرد به آنجایی كه عرب نی انداخت... می دانی كه؟ باید واقع بین بود.
صدا خفه كن هم اگر گیر آوردی بگیر......می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه میزنندم بغضم را در گلو خفه كنم.
یك كپی از هویتم را هم می خواهم برای وقتی كه خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد، فحش و تحقیرتقدیمم می كنند .
تو را به خدا....اگر جایی دیدی "حقی" می فروختند .....برایم بخر....تا در غذا بریزم.... ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!
و سر آخر اگر پولی برایت ماند...برایم یك پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بیاویزم به گردنم....ورویش با حروف درشت بنویسم "من یك انسانم"..." من هنوزیك انسانم" ...." من هر روز یك انسانم
منبع : نا مشخص
اين Post را مریم در زمان
۲:۱۳ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع

یکشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۷
تست هوش خوب
در تصوير زير پنج شكل براي شما مشخص شده و شما بايد با كشف ارتباط منطقي بين اين شكل ها، شكل ششم را حدس بزنيد.
اين Post را مریم در زمان
۸:۲۷ ق.ظ. ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع
آنهایی که مانده اند آنهایی که رفته اند
انهايي که رفته اند هر روز اي ميلشان را در حسرت نامه از ان هايي که مانده اند باز مي کنند و از اينکه هيچ نامه اي ندارند کلافه مي شوند.
انهايي که مانده اند هر روز…نه…يکروز در ميان اي ميلشان را چک مي کنند و از اينکه نامه اي از انهايي که رفته اند ندارند کفرشان در ميايد.
انهايي که رفته اند منتظرند انهايي که مانده اند برايشان نامه بنويسند .فکر مي کنند که حالا که
ازجريان زندگي انهايي که مانده اند خارج شده اند انها بايد تصميم بگيند که هنوز مي خواهند به دوستيشان از دور ادامه بدهند يا نه.
انهايي که مانده اند منتظرند که انهايي که رفته اند برايشان نامه بنويسند .فکر مي کنند شايد انهايي که رفته اند مدل زندگيشان را عوض کرده باشند و ديگر دوست نداشته باشند با انهايي که مانده اند معاشرت کنند.
انهايي که رفته ان همانطور که دارند يک غذاي سر دستي درست مي کنند تا تنهايي بخورند فکر مي کنند انهايي که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزي با برنج زعفراني مي خورند و جمعشان جمع است و مي گويند و مي خندند.
انهايي که مانده اند همان طور که دارند يک غذاي سر دستي درست مي کنند فکر مي کنند انهايي که رفته اند الان دارند با دوستان جديدشان گل مي گويند و گل مي شنوند و از ان غذاهايي مي خورند که توي کتاب هاي آش پزي عکسش هست.
انهايي که رفته اند فکر مي کنند انهايي که مانده اند همه اش با هم بيرونند. کافي شا پ مي روند .خريد مي روند…با هم کيف دنيا را مي کنند و انها را که ان گوشه دنيا تک افتاده اند فراموش کرده اند.
انهايي که مانده اند فکر مي کنند انهايي که رفته اند همه اش بار و ديسکو مي روند و خيلي بهشان خوش مي گذرد و انها را که توي ان جهنم گير افتاده اند فراموش کرده اند.
انهايي که رفته اند مي فهمند که هيچ کدام از ان مشروب ها باب طبعشان نيست و دلشان مي خواهد يک چاي دم کرده حسابي بخورند.
انهايي که مانده اند دلشان مي خواهد بروند يکبار هم که شده بروند يک مغازه اي که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چيزي را مي خواهند انتخاب کنند.
انهايي که رفته اند همانطور که توي صف اداره پليس براي کارت اقامتشان ايستاده اند و مي بينند که پليس با باتوم خارجي ها را هل مي دهد فکر مي کنند که ان جهنمي که تويش بودند حد اقل کشور خودشان بود.حد اقل احساس نمي کردند طفيلي هستند.
انهايي که مانده اند همانطور که زنيکه هاي گشت ارشاد با باتوم دختر ها را سوار ماشين مي کنند فکر مي کنند که انهايي که رفته اند الان مثل ادم هاي محترم مي روند به يک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحويل مي گيرند.
انهايي که رفته اند همانطور مي نشينند پشت پنجره و زل مي زنند به حياط و فکر مي کنند به اينکه وقتي برگردند کجا کار گيرشان ميايد و ايا اصلا کار گيرشان ميايد؟
انهايي که مانده اند فکر مي کنند که انهايي که رفته اند حال کرده اند و حالا ميايند جاي انها را سر کارا شغال مي کنند و انها از کار بيکار مي شوند.
انهايي که مانده اند فکر مي کنند انهايي که رفته اند حق ندارند هيچ اظهار نظري در هيچ موردي بکنند چون دارند انور حال مي کنند و فورا يک قلم برمي دارند و اسم انوري ها را خط مي زنند.
انهايي که رفته اند هي با شوق بيانيه ها را امضا مي کنند و مي خواهند خودشان را به جريان سياسي کشوري که تويش نيستند بچسبانند.
ان هايي که مانده اند در حسرت بي بي سي بي سانسور کلافه مي شوند.
انهايي که رفته اند هيچ سايت خبري را نمي خوانند.ربطي بهشان ندارد خبر کشور هايي که تويش هستند…
انهايي که مانده اند مي خواهند بروند.انهايي که رفته اند مي خواهند بر گردند.
انهايي که مانده اند از ان طرف مدينه فاضله مي سازند.
انهايي که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر مي کنند.
اما هم انهايي که رفته اند و هم انهايي که مانده اند در يک چيز مشترکند…
انهايي که رفته اند احساس تنهايي مي کنند.انهايي که مانده اند هم احساس تنهايي مي کنند.
کاش جهان اينقدر با ماها نا مهربان نبود.
مرسی لاله
اين Post را مریم در زمان
۸:۰۸ ق.ظ. ارسال كرده
2 نظر در مورد اين موضوع

چهارشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۷
معرفی

تحصيلات
هما سرشار در سال ۱۳۲۵ در شيراز متولد شده است. ديپلم را از دبيرستان رازی تهران، ليسانس رشتة ادبيات فرانسه را از دانشگاه تهران، فوق ليسانس رشتة مديريت ارتباطات را از دانشگاه كاليفرنيای جنوبی USC گرفتهاست. دارای دکترای افتخاری در رشتة روزنامهنگاری از دانشگاه جهانی آمريکا American World University است.
------
دوست دارم خود را روزنامهنگار بنامم. بيشتر از دوست داشتن بدان میبالم. هجده ساله بودم که در نخستين روزهای ورود به دانشگاه برای ترجمة نشريات فرانسه زبان به همکاری با "زن روز" خوانده شدم و يک شبه از خوانندة پر و پا قرص نشريات به نگارندهاش مبدل شدم. خيلی به دلم چسبيد و امروز پس از چهار دهه اين کشش رهايم نکرده است. ما روزنامهنگاران، نه چون شاعران استعداد بهرهگيري از استعاره و كنايه و اشاره را داريم، نه مثل نويسندگان توان خلق كردن و نه چون هنرمندان نيروي تخيل. ناچار همة عواطف و احساسات خود را، در رويارويي با حوادث روز، بهسادگي و خيلي طبيعي تجربه ميكنيم و همان گونه روي كاغذ ميآوريم. ما، چون همة انسانهاي معمولي، واكنشي آني، بيپيرايه و آينهوار داريم و نوشتههايمان نياز به تجزيه و تحليل ندارد- همين است كه هست.
برخي از اين نوشتهها را بسيار دوست دارم چون با تكتك ياختههاي وجودم پيوندي ناگسستني دارند و يادبودهاي فراموش نشدني زندگي من هستند. به بعضي ديگر، كه طي ربع قرن اقامت در اين مهمانخانة - به قول نيمايوشيج - مهمانكش روزش تاريك آزمودمشان، زياد احساس نزديكي نميكنم و شايد امروز ديدگاه بيان شده در آن را نپسندم. ولي در چاپ نوشتهها، بر وسوسة انتخاب پيروز شدم و همة ورقها را روي ميز چيدم تا - بدون كم و زياد - دگرگونيها وترديدهايم را نيز با شما شريك شوم.
تجربيات من، همان آزمودههايي است كه اين سالهاي تبعيد ناخواسته و غربت اجباري، براي شما نيز به همراه آورده است. سخنانم استادانه، اديبانه، عارفانه و روشنفكرانه نيست، حتي بديع و ناگفته هم نيست. نگرشي است در من و ما و سفري است كه براي رهروانش، به يادآوري و مرور ميارزد و براي آنان كه در اين راه گام ننهادند، به خواندن و انديشه. گذري است بر جريان گريختن از داماني كه گرم بود تا پناه بردن به كورهاي كه سوختن و گداختن به ارمغان آورد و سختجان شدن را پيشكش كرد. در اين راه، ما همگي همسفر بوديم.
سكوت من سكوت شما، فرياد من فرياد شما، تجربة من تجربة شما، اشك من اشك شما و لبخند من لبخند شما بود. من تنها ثبت را با سند برابر كردم.
هما سرشار
اين Post را مریم در زمان
۱:۵۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع

سهشنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۷
depth
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
بنگر که تو چگونه می افتی
اين Post را مریم در زمان
۱۰:۱۷ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع