یکشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۸
تله موش
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست ..

مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي حسابي باشد ....

اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد . او به هركسي كه مي رسيد ، مي گفت :« توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است ... . . »!

مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت : « آقاي موش ، برايت متأسفم . از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطي به من ندارد.»

میش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سرداد و گفت : «آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود.»

موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت : « من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد.!» او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد ودوباره مشغول چريد شد.

سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد ، چه مي شود؟

در نيمه هاي همان شب ، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد.. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببيند.

او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :« براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست ..»

مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد..

اما هرچه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا باگوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد.

روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز صبح ، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاك سپاري او شركت كردند. بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند.

حالا ، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!





نتيجه : اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمده است و ربطي هم به تو ندارد ، كمي بيشتر فكر كن ؛ شايد خيلي هم بي ربط نباشد ...!!!

اين Post را مریم در زمان ۹:۱۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۸
گاندی
ابتدا شما را نادیده می گیرندبعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند، آنگاه شما پیروز خواهید شد!



( گاندی)

اين Post را مریم در زمان ۱:۲۶ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


پنجشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۸
چه کسی شیشه ها را شکست؟

اين Post را مریم در زمان ۸:۵۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


چهارشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۸
ما به كمك نظامي هيچ كشوري نياز نداريم!
اگر موافقيد راي بدين:



اين Post را Elvis Moris در زمان ۱:۴۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۸
پیام میر حسین
میر حسین موسوی : مراقب باشید... به دنبال امنیتی کردن فضا هستند، این طرفند آخر برای فرار از واقعیات است، خونسرد باشید و گوش به زنگ برای اعلامیه های رسمی ... به هیچ وجه نباید حقه بخوریم، بدون هماهنگی و اعلام رسمی هیچ عکس العملی نشان ندهید.. این پیغام را در صفحه خود درج کنید و تا می توانید اطلاعرسانی کنید، تنها رسانه شمایید

اين Post را مریم در زمان ۳:۰۷ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



عطاالله مهاجرانی
“رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم..
این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند، آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شودو هر چقدر جشن بزرگتر باشد
قربانیان هم بزرگتر خواهند بود...
22 بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و 22 خرداد ابتدای حکومت اسلامی...
سی سال عد د تامل انگیزی است. هم در تاریخ اسلام و هم در تاریخ انقلاب ، امام خمینی هم به سی سال اشاره کرده اند...
در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد...”

برگرفته از وب سایت شخصی عطاالله مهاجرانی

اين Post را مریم در زمان ۲:۴۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



...

اين Post را مریم در زمان ۲:۴۳ ب.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



واکنش آمریکا
آمریکا از پذیرش احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران اجتناب کرده است
خبر کامل از یاهو

اين Post را مریم در زمان ۱۲:۱۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



بنی آدم اعضای یکدیگرند
اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.
(اونایی هم که بودن هم مسلک من نبودن)

اين Post را مریم در زمان ۹:۲۹ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۸
متن بیانیه میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات
BBC Persian به روز شده: 08:38 گرينويچ - شنبه 13 ژوئن 2009 - 23 خرداد 1388
متن بیانیه میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات
ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند، با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.

اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می دهم که ایران، این موجود آسمانی، متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و ع لی الله فلیتو کل المتوکلون

میرحسین موسوی


* این بیانیه ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ صادر شده است.

اين Post را مریم در زمان ۱:۵۶ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۸
فرار قهرمان هسته ای

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۳۵ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


چهارشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۸
نامه سرگشاده هاشمی به رهبری
.....
به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌های فراوانی وجود داشته... و پیشنهاد کردم با صراحت، اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد.
....
متن کامل

اين Post را مریم در زمان ۲:۳۷ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



عذر خواهی تونی بلر
جناب پرزیدنت محمود احمدی نژاد

بدینوسیله اینجانب تونی بلر فرزند ادوارد به شماره شناسنامه ۵۹۸ صادره از حومه لندن از شما و ملت ایران عذرخواهی نموده و آرزومندم که مشمول بخشش الهی قرارگیرم. محمود جان به خدا قسم از روزی که این ملوانهای احمق جاسوس به آبهای شما تجاوز کردند و شما اینقدر ناراحت شدید ، دیگر خواب راحت ندارم. البته به جان ملکه قسم ، فکرش را هم نمی کردم که شما ممکن است یک دفعه این همه غیرتی شوید. راستش با مراجعه به سوابق همت و غیرتتان الان هم باورم نمی شود. آخر عزیز من شما سی سال است ریاست اپک را بهتان نمی دهند چیزی نمی گوئید. خسارت جنگتان را هم خوردند و رفتند ، چیزی نمی گوئید. حق و حقوق دریای خزر را هم که نمی توانید زنده کنید. از پس این شیخ های خلیج ( فارس) هم که بر نمی آئید. چینی ها مدام به هوای حمایت هسته ای ، جنس بنجل بارتان می کنند ، چیزی نمی گوئید. شرکتهای نفتی هم که دولا پهنا با شما حساب می کنند ، چیزی نمی گوئید. اتباع شما را در سراسر دنیا راه نمی دهند اگر هم بدهند انگشت نگاری می شوند ، نمونه اش سفارت خودمان در تهران ، چیزی نمی گوئید . روسیه برای تکمیل این نیروگاه فکسنی بوشهر مرتب تیغتان می زند چیزی نمی گوئید. دانشگاه کلمبیا می روی کلی کلفت بارت می کنند ، می خندی و آنر ا عظمت ملت ایران نشان می دهی.

خلاصه محمودجان شما ایرانی ها کارهایی می کنید که ما انگلیسیها به انگلیسی بودنمان شک می کنیم! برادر من ، نوکری آمریکا و انگلیس چه دردی داشت که رفته اید نوکر چین و روسیه شده اید؟ قربان آن هاله ات بروم از وقتی رفتی توی کار هولوکاست اینجا مرتب همه کانالهای تلویزون و روزنامه ها از هولوکاست صحبت می کنند . تمام مرغ و خروسهای انگلیس هم به هولوکاست ایمان آوردند. جان مادرت ول کن شاید تلویزیون یک کمی ما را نشان دهد.

محمود جان بدون تعارف می گویم ، از الگوی مدیریتت خیلی خوشم آمده . مخصوصا آنجائیکه خودت کاپشن می پوشی ولی به ملوانهای جاسوس ما کت و شلوار می دهی. با این کارت در ارتش ما همه داوطلب اسارت شده اند و ریزش نیروهای ما در عراق سرسام آور شده . حتی شنیده ام به نیروهای ما پیشنهاد وام ازدواج و مسکن مهر هم داده ای. فدایت شوم این کارها درسته؟ این ایده سیب زمینی مال خودت بود؟ محشر بود ، قرار است در انتخابات بعدی ما هم یک چیزی مجانی بین مردم توزیع کنیم . چه پیشنهاد می کنی ؟ با این حال اگر مانعی نداره گوردون (براون) را بفرستم تا راه حلهای مدیریت جهان و کنترل بحران اقتصادی را فشرده برایش تدریس کنی. تورم در انگلیس غوغا می کند ، شده ۴% . چه کارش کنیم؟

از آنجائیکه اگر ملکه بفهمد من این نامه را برایت نوشته ام ممکن است من را مثل رکسانا صابری به جرم جاسوسی دستگیرم کند ، من این نامه را می دهم به سارکوزی که او بدهد به پوتین و پوتین هم بدهد به چاوز. چاوز هم که می آید کلاس اصول مدیریت بدهد به شما. تو را به جان کردان قسمت می دهم که این نامه را منتشر نکنی ، حتی اگر اصلاح طلبان خائن هم پافشاری کردند این کار را نکن. دیگر عرضی نیست امیدوارم در انتخابات موفق باشی. از طرف من و شری به منزل سلام برسان.

قربانت تونی

اين Post را مریم در زمان ۲:۳۶ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


سه‌شنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۸
مرد سالاری نهادینه شده
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز


خانم دکتر زهرا رهنورد، همسر مهندس میر حسین موسوی

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۳۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۸
نرخ بیکاری
در خصوص نرخ بيكاري كه در دولت تهم ارايه ميشود توجه به يك نكته ضروري است
در گذشته كسي كه در هفته حداقل 2 روز كار ميكرد بيكار محسوب نمي شد
در حاليكه در دولت احمدي نژاد فردي كه در هفته بيش از دو ساعت كار ميكند بيكار محسوب نمي شود

براي ادامه مطلب و آشنايي با نحوه محاسبه آمارهاي احمدي نژادي لينك زير را دنبال كنيد

http://roozna.com/2009/6/7/EtemaadMelli/937/Page/20/EtemaadMelli_937_20.pdf

اين Post را مریم در زمان ۲:۱۵ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



من میترسم
عادت کردیم غر بزنیم
عادت کردیم با مشکلات کنار بیایم
عادت کردیم همه چیو تقصیر بقیه بندازیم
عادت کردیم اقدام نکنیم و بگیم چه فرقی میکنه
میترسم از روزی که اعلام کنن محمود احمدی نژاد برای 4 سال دیگه با اکثریت آرا انتخاب شد و اونوقت آه از نهادت بلند شه.
اگه برات موسوی و احمدی نژاد و بقیشون فرقی نمیکنن رای نده ولی وای به حالت اگه ته دلت بگی کاش این اتفاق نمی افتاد.

اين Post را مریم در زمان ۱۰:۲۹ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



دیکتاتوری
.....
صادق زیبا کلام که به عنوان حامی موسوی در جمع جوانان عضو ستاد ملی حامیان خاتمی (ستاد 88) سخن می‌گفت با اعلام این مطلب افزود: «سبک و سیاق مدیریتی احمدی‌نژاد یک تحول منفی بوده است چرا که در دولتهای گذشته چیزی به نام هیأت دولت وجود داشت که درباره هر لایحه‌ای ساعت‌ها بحث می‌کردند و سپس تصمیم می‌گرفتند اما در این دوره سبک و سیاق مدیریتی احمدی نژاد یاد‌آور رضا‌شاه و محمدرضا پهلوی است چرا که در آن دولت‌ها هم چیزی به نام شور و مشورت وجود نداشت و اعلی‌حضرت می‌گفتند و مسئولین اجرا می‌کردند».
.....
وی در آخر گفت: «معتقدم که بر تک‌تک ما واجب است که به هر شکلی شده تلاش کنیم در این انتخابات میر حسین پیروز شود».

متن کامل

اين Post را مریم در زمان ۹:۳۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


چهارشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۸
معرفی فیلم
Hitch



اين Post را مریم در زمان ۲:۵۰ ب.ظ. ارسال كرده
4 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



اگر كوسه ها ادم بودند
دختر كوچولوي صاحبخانه از اقاي "كي " پرسيد:

اگر كوسه ها ادم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

اقاي كي گفت:البته !اگر كوسه ها ادم بود ند

توي دريا براي ماهيهاجعبه هاي محكمي ميساختند

همه جور خوراكي توي ان ميگذاشتند

مواظب بود ند كه هميشه پر اب باشد

هواي بهداشت ماهي هاي كوچولو را هم داشتند

براي انكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد

گاهگاه مهماني هاي بزگ بر پا ميكردند

چون كه

گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است

براي ماهي ها مدرسه ميساختند

وبه انها ياد ميدادند

كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به انها مي قبولاند ند

كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقد يم يك كوسه كند

به ماهي كوچولو ياد ميداد ند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

وچه جوري خود را براي يك اينده زيبا مهيا كنند

اينده يي كه فقط از راه اطاعت به دست مياييد

اگر كوسه ها ادم بودند

در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت

از دندان كوسه تصاوير زيبا ورنگارنگي مي كشيدند

ته دريا نمايشنامه ييروي صحنه مياوردند كه در ان ماهي كوچولو هاي قهرمان

شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند

همراه نمايش اهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي اختيار

ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند

در انجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت

كه به ماهيها مي ا موخت



"زندگي واقعي در شكم كوسه ها اغاز ميشود"

"برتولد برشت"

اين Post را مریم در زمان ۲:۲۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


دوشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۸۸
تبديل تاريخ ميلادي به شمسي و بالعكس
اینجاس

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۳۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟