چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۷
تست روانشناسی: به عشق چگونه می‌نگرید؟
سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانيد یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) خرگوش
ب) گوسفند
پ) گوزن
ت) اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) میمون
ب) شیر
پ) مار
ت) زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای
انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف) سگ
ب) گربه
پ) اسب
ت) مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

الف) شیر
ب) مار
پ) تمساح
ت) کوسه

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان
می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

الف) گوسفند
ب) اسب
پ) خرگوش
ت) پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

الف) انسان
ب) خوک
پ) گاو
ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

الف) دایناسور
ب) ببر
پ) خرس قطبی
ت) پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب
می‌کردید؟

الف) شیر
ب) گربه
پ) اسب
ت) کبوتر


_____________________________________________________________________________________

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.

الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری
بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر

4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید..
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید.

اين Post را مریم در زمان ۲:۲۲ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۷
شان رحیم خان؛ آرایشگر ایرانی ستارگان سینما و سیاستمداران
شان رحيم خان، آرايشگری به نام و صاحب بزرگترين آرايشگاه در اروپا است. او زاده ايران است و ستارگان سينما، سياستمداران، چهره های سرشناس دنيای مد و ورزشکاران معروف، موهای خود را به دست او می سپارند.

اين آرايشگر سرشناس ايرانی در قلب شهر برلين، پايتخت آلمان، به شهرت رسيده است. شان رحيم خان در گفت وگوی ويژه با راديو فردا به پرسش هايی مانند چگونگی راهيابی به دنيای آرايشگری، مشتريان سرشناس و از همه مهم تر راز موفقيتش پاسخ داده است.

آقای رحيم خان! چند سال است که در آلمان هستيد؟

شان رحيم خان: حدود ۱۳ سال است که در آلمان هستم. در ۱۳ سالگی از ايران بيرون آمدم و در وين زندگی کردم، بعد از آن به آمريکا رفتم و يک سال در لس آنجلس بودم و از آنجا به برلين پايتخت آلمان آمدم .

چطور شد که آرايشگر شديد و خيلی زود به شهرت دست پيدا کرديد؟

به طور تصادفی آرايشگر شدم. يکی از دوستانم که پدرش در وين آرايشگر بود، مرا به عنوان مدل به آرايشگاه پدرش برد و من از اين کار خوشم آمد زيرا دختران بسيار زيبايی آنجا بودند و من چون ۱۵ سال داشتم، اين مسئله برايم بسيار مهم بود. به همين دليل آرايشگر شدم.

دو سال بعد، در دوره آموزشی آرايشگری شرکت کردم. اين دوره سه ساله بود و در مدت اين سه سال، مديری که پيش او کار می کردم متوجه شد که کارم بسيار خوب است و خيلی خوب با موها رفتار می کنم.

در مسابقات آرايشگری نيز شرکت کردم و خوشبختانه توانستم در تمام مسابقات برنده شوم و به اين نتيجه رسيدم که آرايشگری در خون من است. بنابر اين دوره های ديگری را در انگلستان و فرانسه به هزينه خودم گذراندم.

وقتی شما عاشق کارتان باشيد، معروفيت خود به خود به سراغتان می آيد. اگر کارتان خوب باشد، آدم های سرشناسی که در تلويزيون يا سينما هستند و می خواهند موهايشان خوب باشد به سراغ بهترين ها می آيند، بنابراين معروفيت هم به دنبالش می آيد.

اولين چهره معروفی که به شما مراجعه کرد گويا يک ستاره سينمای آمريکايی بود. در اين باره بيشتر توضيح دهيد.

وقتی می خواستم از آمريکا به اروپا برگردم، يکی از دوستانم، جودی فاستر را به من معرفی کرد تا موهايش را درست کنم. خوشبختانه خانم جودی فاستر يک بار که به اروپا آمده بود، به ياد آورد که من در برلين هستم.

آن زمان در آرايشگاه معروفی به نام «اودووايلز» کار می کردم. در همان ساختمان، هتلی وجود دارد که خانم جودی فاستر در آن يک اتاق داشت و يک آرايشگر خيلی خوب می خواست که موهايش را درست کند. بنابر اين من رفتم به هتل تا موهايش را درست کنم و آنجا دوباره با هم آشنا شديم. او افراد معروف ديگری را پيش من فرستاد، و به اين ترتيب افراد معروفی از آمريکا و اروپا مرا پيدا کردند.





بازيکنان فوتبال هم پيش شما می آيند؟

بله چند تن از بازيکنان فوتبال آلمان پيش من می آيند. البته فوتباليست های معروف ديگر هم می آيند. در ضمن افتخار می کنم که رييس جمهور آلمان هم پيش من می آيد.

آقای شان رحيم خان! اکثر سياستمداران و نمايندگان مجلس آلمان هم پيش شما می آيند؟

بله، زيرا برلين پايتخت آلمان است.

البته آرايشگران زيادی در برلين وجود دارند ولی چون کار شما عالی است، پيش شما می آيند.

بله، ولی نکته ديگری که خيلی مهم است، جدی بودن در کار است. من هميشه به حرف هايشان گوش می دهم و می گذارم حرفشان را بزنند و اين که افراد را درک کنيد، بسيار مهم است. مخصوصا در مورد سياستمداران که وقتشان کم است و دوست دارند از کارشان دور شوند و آرامش پيدا کنند.

در روزنامه ها نوشته است که چهره های سرشناس، هنرپيشه های هاليوودی، سياستمداران، فوتباليست ها و ورزشکاران مشتريان شما هستند. يکی از خصوصيات شغلی شما، رازداری است يعنی به حرف های آنها گوش می دهيد ولی جايی بازگو نمی کنيد. درست است؟

بله درست است.

اسم شما، شان رحيم خان است. آيا اين اسم حقيقی شماست؟

اسم من خشايارشاست و چون اسم بسيار سخت است، انتهای «شا» يک نون گذاشتم و شد «شان». رحيم خان هم فاميلی من است.

چند ماه پيش تونی بلر و همسرش، از انگلستان به برلين آمده بودند. او وقتی اسم «شان» را شنيد گفت: حتما يک اسم ايرانی است، چون ايرانی های بسياری را در انگليس می شناسم که نامشان «شان» است.

شنيده ايم که آرايشگاه خود را توسعه داده ايد.

بله خوشبختانه می توانم بگويم در حال حاضرآرايشگاه من، بزرگترين آرايشگاه اروپاست.

اسم آرايشگاه «شان رحيم خان» است و آرم آرايشگاه از قديمی ترين آرم های ايران است. اين آرم، دو طاووس است که از ايران سه هزار سال پيش آمده و من آن را کمی تغيير داده ام.

سه مغازه در آرايشگاه من وجود دارد. بخشی از آن بوتيک است که وسايل خانه، لوازم آرايش و جواهرات به فروش می رسد و يک بخش آن هم کافی شاپ و کوکتل بار است، يک بخش نيز آرايشگاه است. هر سه را با هم در يک مغازه درست کرده ام.

در واقع مجموعه ای از آرايشگاه و فروشگاه است؟

بله، خوشبختانه اين مغازه بسيار خوب کار کرد و من شش ماه پيش دو مغازه جديد باز کردم. يکی در هتل « الينگتون» در کوتن ويکی در هتل «ادلوند»

همان هتلی که آقای باراک اوباما در آن اقامت داشت؟

بله درست است. خوشحالم که اين کار خيلی سريع جواب داد و من شانس آوردم.

آقای رحيم خان! آيا شما بين يک هنرپيشه هاليوودی که برای درست کردن موهايش می آيد و يک شخص عادی تفاوتی قائل می شويد؟

هيچ فرقی ندارند. تنها تفاوتش اين است مشتری ای که خيلی معروف است و مثلا هنرپيشه معروف آمريکايی است، بايد پول بيشتری بدهد چون ما بايد در هتل موهايش را درست کنيم.

به عنوان مثال اگر خانم شارون استون که اخيرا برای جشنواره فيلم برلين آمده بود، به مغازه ما بيايد، افراد بسيار زيادی جمع می شوند و نمی گذراند کسی داخل و خارج شود، بنابراين ما مجبوريم در هتل موهای او را درست کنيم.

يعنی بايد به هتل برويد و اختصاصی موهای او را درست کنيد؟

بله متاسفانه اين طور است. البته ما اين کار را نمی کنيم، مگر اين که به هيچ عنوان امکان حضور آن فرد در مغازه وجود نداشته باشد. مثلا خانم تونی بلر، که به خاطر تدابير امنيتی مجبورم به هتل بروم و موهايش را درست کنم.

در حال حاضر تابستان است و همه جا تعطيل، از جمله مجلس آلمان و دولت آلمان نيز تعطيل است. چرا شما تعطيل نيستيد؟

برلين شهر جالبی است که کار و فعاليت هيچ گاه متوقف نمی شود. اتفاقا هفته پيش، هفت روز هفته را کار کردم. زيرا هفته مد بود و تمام طراحان مد، از اروپا آمده بودند و فقط يک هفته وقت داشتند که مدهايشان را نشان دهند. برای من و همکارانم بسيار جالب است، زيرا در اين شوها ما موهايشان را درست می کنيم.

در يک هفته پنج شوی مختلف داشتيم و کار بسيار سختی بود. زيرا هر شو حدود ۱۹ تا ۲۰ مدل دارد که بايد موهايشان را درست کنيم و بايد بدانيم چگونه موهايشان را درست کنيم و چه کارهايی بايد انجام دهيم. همچنين زمان زيادی می برد که عکاس ها عکس بگيرند.

ما از سه هفته پيش، روی اين مسئله کار کرديم و خوشحاليم که هفته گذشته بالاخره تمام شد.

آيا ممکن است از چهره های معروف ايرانی که پيش شما می آيند، اسم ببريد؟

متاسفانه نمی توانم. ولی خواننده های ايرانی پيش من می آيند و سه مشتری هم دارم که ماهی يک بار از تهران می آيند و من موهايشان را می زنم و بر می گردند تهران، زيرا در تهران زندگی می کنند ولی نمی توانم اسمشان را بگويم.

آقای شان رحيم خان! شنيده ايم که يک شامپو را به زودی به بازار ارائه می دهيد.

بله، يک سری شامپو و نرم کننده درست کرده ام که ۱۰ محصول مختلف برای مو است. اين محصولات ابتدا در پاريس و برلين به فروش می رود و بعد در جاهای ديگر. اميدوارم يک روز هم در تهران به فروش برسد. البته از شامپوهای ديگر کمی گرانتر است

اين Post را مریم در زمان ۷:۵۷ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


پنجشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۷
از آزمایش CERN بیشتر بدانیم
به گزارش بی بی سی، سازمان اروپایی پژوهش هسته ای (سرن) آزمایشی را به امید کشف بخشی از راز پیدایش کیهان آغاز کرده است.
بامداد روز چهارشنبه، 10 سپتامبر (20 شهریور)، متخصصان آزمایشگاه سرن، واقع در مرز سوئیس و فرانسه، پرتوهای پر انرژی پروتونی را با سرعتی نزدیک به سرعت حرکت نور به دستگاه برخورد دهنده بزرگ هادرون (ال اچ سی)، بزرگترین دستگاه شتابدهنده ذره ای، وارد کردند.
صدها پژوهشگر از کشورهای مختلف از جمله از ایران در اجرای این آزمایش و بررسی نتایج به دست آمده از آن مشارکت دارند.
دستگاه ال اچ سی شامل تونلی مدور به طول بیست و هفت کیلومتر در عمق متوسط یکصد متری زیرزمین در مرز سوئیس و فرانسه است که بیش از هزار دستگاه مغناطیسی خم کننده در آن تعبیه شده است.
این خم کننده ها باعث تنظیم جهت حرکت پرتوهای پروتونی می شوند به نحوی که این پرتوها مسیر دایره شکل تونل را طی کنند.
پس از مرحله اول تابش پرتوها، پرتوهای دیگری نیز به داخل تونل تابیده می شوند و این دو پرتو در مکان های خاصی در طول تونل با یکدیگر تلاقی می کنند.
این آزمایش با هدف به آزمون گذاشتن "الگوی استاندارد" مربوط به مبدا پیدایش کیهان از طریق تبدیل ذرات بدون جرم به ماده دارای جرم به اجرا گذاشته می شود.
براساس این فرضیه، فوتون ها، که بسته های انرژی بدون جرم هستند، از طریق "مکانیسم هیگز" به ذرات بنیادی دارای جرم - موسوم به ذره الهی - به ماده دارای جرم تبدیل می شوند اما تا کنون دستیابی به این پدیده در آزمایشگاه امکانپذیر نبوده است.
ذرات بنیادی دارای جرم
تایید فرضیه تبدیل ذرات بدون جرم به ذرات دارای جرم، به منزله گامی مهم در پذیرش فرضیه انفجار بزرگ (مهبانگ یا بیگ بنگ) به عنوان مبداء پیدایش کائنات و تشکیل کهکشان ها و در نهایت، منظومه شمسی و کره زمین خواهد بود.
برخورد دهنده بزرگ هادرون با هزینه ای بیش از تخمین های اولیه ساخته شده است
پس از خاتمه آزمایش، دانشمندان برای یافتن ذرات دارای جرم، به بررسی مواد باقیمانده در محل برخورد پرتوهای متقابل خواهند پرداخت و انتظار می رود جمع آوری و تحلیل اطلاعات حاصل از این آزمایش شش ماه تا یک سال به طول انجامد.
پیتر هیگینز، پژوهشگر هفتاد و نه ساله بریتانیایی و مبدع مکانیسم هیگز، گفته است که به اعتقاد وی، آزمایش سرن خواهد توانست وجود "ذره الهی" را نشان دهد.
طرح ساخت برخورد دهنده بزرگ هادرون Large Hadron Collider در اوایل دهه 1980 توسط سازمان اروپایی پژوهش هسته ای - سرن - مطرح شد تا برای این سئوال که چگونه ذرات بدون جرم می توانند دارای جرم شوند پاسخی بیابد.
این طرح سرانجام در سال 1996، با بودجه ای به مبلغ 2.6 میلیارد فرانک سوئیس به تصویب رسید و ساخت آن، با تاخیرهای مکرر و با بودجه ای تقریبا دو برابر تخمین اولیه، در سال جاری تکمیل شد.
سازمان اروپایی پژوهش هسته ای در سال 1954 توسط یازده کشور اروپایی برای تحقیقات پیرامون هسته اتم تشکیل شد اما به زودی به پژوهش در جنبه های دیگر فیزیک هسته ای و ذرات بنیادی نیز گرایش یافت.
در سال های بعد، شمار دیگری از کشورهای جهان به عنوان عضو اصلی یا ناظر در این سازمان پذیرفته شدند در حالیکه کشورهای دیگری، از جمله ایران، در تحقیقات مختلف این سازمان مشارکت داشته و از نتایج تحقیقات آن برخوردار می شوند.

منبع

اين Post را مریم در زمان ۹:۰۴ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


سه‌شنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۸۷
جملات عاشقانه از دكتر علي شريعتي
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )
اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي) .
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۵۰ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


یکشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۷
حکایتی از کریم خان زند
مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند. خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند.

مرد به حضور خان زند مي رسد. خان از وي مي پرسد كه چه شده است اين چنين ناله و فرياد مي كني؟

مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم.

خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟

مرد مي گويد من خوابيده بودم.

خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد آن چنان كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود .

مرد مي گويد : چون فكر مي كردم تو بيداري, من خوابيده بودم!!!

خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم.

اين Post را مریم در زمان ۹:۰۸ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۷
اگر المپیک تو ایران بود!
طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.



نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 45 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.



در پی حضور بوش در مراسم افتتاحیه! ورزشکاران کمپ ایرانی برای اعلام انزجار خود کفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حین عبور شعار مرگ بر امریکا سر دادند. در همین راستا مردم ایران نیز تظاهراتی در گوشه کنار کشور برگزار کردند.



به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.



در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.



در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.



در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.

منبع نا مشخص

اين Post را مریم در زمان ۸:۲۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



آشنایی با ساموئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز


دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.

جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.

دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.

به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد:

در سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی، وی یک قطعه نشان و مدال درجه دوم علمی

بار دیگر در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی، وی و خانمش به دریافت نشان درجه یک علمی دیگر مفتخر شدند.

دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.

دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می ‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمريكا در گذشت.

در سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.


بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.

کتابی به نام "روش دکتر جردن" به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳ در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.

از خاطرات و کلمات دکتر جردن

"من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند."

"بچه‏ها مملكت شما سابقهٔ درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و كوشش شما دارد. اميدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و كشورتان مفيد واقع شويد."

برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.

اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.

اگر از دانش‏آموزى سئوالى مى‏كرد و او بلد نبود، مى‏گفت: "كلّه به ‏كار، كدو كنار."

میگفت " سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!"

لوطى‏ را در معنايى منفى ـ در مايهٔ الواط ـ به ‏كار مى‏برد و مى‏گفت: "غيرت، همت، زحمت، كار، كوشش: اينها به آدم‏آباد مى‏رسد. سستى، بى‏حالى، كارنكردن، بارى‏ به ‏هرجهت بودن به لوطى‏آباد مى‏رسد."

اين Post را مریم در زمان ۸:۱۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟