چهارشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۶
مدل كفشهاي عجيب


اين Post را مریم در زمان ۳:۳۹ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



آیا می دانید؟
حروف انگلیسی A,B,C,D در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 100 دیده نمی شود؟

حرف D برای اولین بار در عدد 100 بکار می رود (Hundred)



حروف A,B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999 دیده نمی شود.

حرف A برای اولین بار در املای عدد 1000 دیده می شود (Thousand)



حروف B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999999999 دیده نمی شود.

حرف B برای اولین بار در املای عدد بیلیون بکار می رود. (billion)



و حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

----
مرسي جون دوست جونم

اين Post را مریم در زمان ۲:۴۴ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۶
"When You're Gone"
I always needed time on my own
I never thought I'd need you there when I cry
And the days feel like years when I'm alone
And the bed where you lie is made up on your side

When you walk away I count the steps that you take
Do you see how much I need you right now

When you're gone
The pieces of my heart are missing you
When you're gone
The face I came to know is missing too
When you're gone
The words I need to hear to always get me through the day and make it ok
I miss you

I've never felt this way before
Everything that I do reminds me of you
And the clothes you left, they lie on the floor
And they smell just like you, I love the things that you do

When you walk away I count the steps that you take
Do you see how much I need you right now

When you're gone
The pieces of my heart are missing you
When you're gone
The face I came to know is missing too
When you're gone
The words I need to hear to always get me through the day and make it ok
I miss you

We were made for each other
Out here forever
I know we were, yeah
All I ever wanted was for you to know
Everything I'd do, I'd give my heart and soul
I can hardly breathe I need to feel you here with me, yeah

When you're gone
The pieces of my heart are missing you
When you're gone
The face I came to know is missing too
When you're gone
The words I need to hear to always get me through the day and make it ok
I miss you

اين Post را Elvis Moris در زمان ۲:۳۸ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



در حاشيه برگزاري سيرك ايتاليايي در پارك پرديسان


؛مرگ يك فيل درسيرك پارك پرديسان !هم اكنون طبق آخرين اخبار به دست آمده در جريان برگزاري اين سيرك يك فيل تلف شده است. اما نكته تعجب انگيز و قابل تامل در اين جريان اظهارات اخير دكتر واعظ جوادي، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، است كه برگزاري اين سيرك را آشتي مردم و طبيعت عنوان كرده بود.
.....

در اقدامي تامل برانگيز با موافقت سازمان محيط زيست صورت مي گيرد: راه‌اندازي سيرك در اكو پارك پرديسان به گزارش خبرنگار ما اين اقدام شگفت انگيز در حالي ازسوي مسؤولان سازمان محيط زيست كشور صورت مي‌گيرد كه در تمامي دنيا سازمان‌هايي از اين گونه به همراه تشكل‌هاي حامي محيط زيست مهمترين مخالفان استفاده حيوانات به منظور سرگرم كردن مردم و سيرك‌ها هستند. دليل اين امر هم مورد تعرض وستم و آزار قرارگرفتن حيوانات وحشي توسط انسان‌ها در اين نوع اقدامات است.
....
قرار بود پارك طبيعت پرديسان نمونه‌اي از يك پارك مطالعاتي و پژوهشي براي پيشبرد مسايل زيست‌محيطي بوده و در آن نمونه‌هايي از بيوم‌هاي 5 قاره دنيا دراين پارك ايجاد شود. از سوي ديگر طرح اكوپارك طبيعت پرديسان اولين جايزه بين‌المللي بنزين طراحي منظر را در جهان دريافت كرده بود. ‌

سيرك در محيط‌زيست؟
بنيانگذاران پارك پرديسان (اكو پارك) كه براي نگهداري جانوران به‌صورت آزاد، مانند شافاري پارك و نزديك كردن مردم با طبيعت و آموزش خانواده در مورد گنجينه‌هاي طبيعي اين خاك مقدس تأسيس شده است در ترسناك‌ترين كابوس خود نمي‌ديدند كه اين پارك جايگاه نمايش جانوراني باشد كه شستشوي مغزي شده‌اند تا با حركت شلاق از آتش بپرند يا خشم خود را با نعره بر روي سكوي داخل قفس به‌نمايش بگذارند.
...
اكنون سيرك‌هايي كه در نمايش‌هاي خود از حيوانات استفاده مي‌كنند ديگر تماشاچي ندارند و بساط آن‌ها سريعاً برچيده مي‌شود. اغلب در محل برقراري اينگونه سيرك‌ها تظاهرات طرفداران حمايت از جانوران به‌پا مي‌شود. اينان مخالفت خود را به‌خاطر بدرفتاري با جانوران اعلام مي‌كنند.
...
من فكر مي‌كنم تماشاي يك پرنده آزاد روي شاخ درختان به تماشاي ده‌ها نمايش مصنوعي حيوانات شرف دارد.

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۴۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



انتخاب 15 شاگرد توسط استاد شجريان
نشست - همشهري آنلاين:
محمد رضا شجريان از چگونگي انتخاب 15 نفر نهايي براي كارگاه آواز گفت.
محمد رضا شجريان كه نزديك به يك سال است به اتفاق چهار تن از شاگردان خود، به گزينش براي كارگاه آواز سرگرم است، چهارشنبه 30 آذردر نشست مشترك اهل هنر، ادب و فلسفه از چگونگي انتخاب 15 نفر نهايي گفت

به گزارش همشهري آنلاين وي نحوه شكل گيري اين كلاس را به نشست مشترك خود بين محسن گودرزي و محمد مهدي حيدريان مرتبط دانست و سپس گفت: بعد از ثبت‌نام متقاضيان و به ‌همراهي كرامتي، جهان دار، نوربخش و شفيعي سيصد نفر را انتخاب كرديم تا با نظرات آن‌ها در زمينه‌ي آواز آشنا شويم و اين جلسات نهايتا به برگزاري تست آواز از اين افراد بدل شد .

گزارش همشهري آنلاين حاكيست كه دراين كلاس‌ها كه مراحل ابتدايي و ثبت نام آن از 20 آبان ماه سال 1385 آغاز شد محمد رضا شجريان 8 نشست پي درپي برگزار كرد كه در هر نشست افراد گزينش شده مرحله اول با تار مجيد درخشاني آواز مورد نظر خود را مي خواندند و نمراتي را از استاد شجريان و چهار شاگردش اخذ مي‌كردند.[سابقه موضوع]

شجريان خود درباره نحوه برگزاري اين كلاس‌ها مي گويد: بعد از هشت جلسه كه همه‌ اين افراد امتحان دادند، بارديگر فيلم‌ها را به‌صورت شخصي بازبيني كردم و به نتيجه‌ ديگري رسيدم و متوجه شدم كه بايد بيشتر روي صداها و تكنيك‌ها كار كرد و براساس آن برخي از نمره‌ها را جابه‌جا كردم كه به افراد انتخاب شده از نمره يك تا شش تعلق گرفت.

شجريان مرحله بعدي كار را تست و آزمون از صدا بدون ساز بود تا شفافيت و تماميت صدا شنيده شود.

وي درباره اين مرحله مي‌گويد: از ميان افرادي كه نمره‌ي چهار به بالا گرفته بودند، بدون ساز مجددا تست گرفته شد كه بار اول هفت نفر انتخاب شدند و نهايتا اين افراد به 15 نفر افزايش پيدا كردند البته از سوي خانم‌ها نيز حدود هفت نفر انتخاب شدند.

شجريان درباره دوره بعدي كلاس خود گفت كه اميدوار است بعد از اجراي كنسرت‌هايش در آذر ماه بتواند اين كلاس‌ها را ادامه دهد.

گزارش همشهري آنلاين حاكيست كه پيش از سخنان شجريان در مراسمي خاص از تلاش هاي مجيد درخشاني در همراهي با اين كلاس تقدير به عمل آمد و درخشاني هم قطعاتي را به صورت بداهه نوازي با تار اجرا كرد.

بنا بر اظهارات يكي از دست اندركاران كلاس‌هاي آواز استاد شجريان، علاوه بر افراد منتخب ياد شده كه به صورت مستقيم زير نظر استاد آموزش آواز مي‌بينند، برخي از افراد ديگر هم مي توانند به صورت غير مستقيم شاهدحضوري آموزش استاد به شاگردان منتخب شده باشند.
-----------------
منبع : همشهري

اين Post را مریم در زمان ۹:۵۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۶
اقدام جالب بانك ملت در خريد نقدي گندم از كشاورزان

خبر تقدير رييس جمهور

اين Post را مریم در زمان ۳:۴۵ ب.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


دوشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۶
معرفي كتاب
كتاب عطر سنبل،‌عطر كاج
نوشته فيروزه جزايري دوما

   
اين كتاب مربوط به خاطرات فيروزه است كه از 7 سالگي با خانوادش به آمريكا مهاجرت كرده.
متن كتاب ساده و با مزه است.
نسخه اصلي اين كتاب "Funny In Farsi" نام دارد و به نام عطر سنبل،‌عطر كاج ترجمه شده است.

-----
با تشكر از شيوا

اين Post را مریم در زمان ۱۰:۲۴ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



گل گلدون
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمی ده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشهء آسمون پر رنگین کمون
من مثل تاریکی
تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب

آسمون آبی می شه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید دلش می گیره
دره مهتابی می شه
اما گل مهتاب
از برکه های خواب بالا نمی ره
تو که دست تکون می دی
به ستاره جون می دی
می شکفه گل از گل باد
وقتی چشات هم میان
دو ستاره کم میان
می سوزه شقایق از داغ
گل گلدون من
ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب

------
فرهاد شیبانی

اين Post را مریم در زمان ۱۰:۰۸ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


پنجشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۶
روشنگری !!!!
سلام به گوارائیهای عزیز...

راستش من متوجه شدم که دوستان و بازدید کنندگان عزیز به ارسال کننده تاپیکها توجه نمیکنند... توی گوارا بیشتر از یک نفر مطلب مینویسن!!! مریم خانوم... با اسم خودشون، من با اسم ElvisMoris امیدوارم که به این موضوع دقت بیشتری بشه که باعث سوء تفاهم نشه خدای نکرده...

از این گذشته فعلاً چند نفر دیگه هم هستند که دارم بررسی میکنم ببینم میتونیم از اونها هم برای ارسال مطلب توی گوارا یا علمی فنی استفاده کنیم یا نه...

فکر کردم شاید اگه AudioBlog هم داشته باشیم خیلی خوب میشه... ممکنه به زودی چند تا از این نوع تاپیکها هم داشته باشیم...

باز هم از اینکه به گوارا سر میزنین ممنونیم...

ElvisMoris

اين Post را Elvis Moris در زمان ۱۱:۱۹ ق.ظ. ارسال كرده
1 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



It Takes You!

It takes a special smile to brighten up my day,
It takes a warm and tender touch to melt the hurt away.

It takes a willing hand to help in time of need,
It takes a patient and caring heart indeed.

It takes a friendly hug to dry up all my tears,
It takes a strong shoulder to quiet all my fears.

It takes a gentle spirit to bring peace and tranquility,
It even takes at times a very large dose of humility.

It takes someone that is faithful and true
Hope you know by now
IT TAKES YOU
Pravs J.


اين Post را Elvis Moris در زمان ۹:۲۳ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


چهارشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۶
حرفهای خرچنگی!!!
تا حالا خرچنگ خجالتی(Hermit Crab) دیدین؟ اینقده نازن :-) و دوست داشتنی ...

براتون از یکیشون عکس گرفتم ببینین



واسه اونهائی که علاقمند هستن یه فیلم کوتاه گرفتم،10مگابایت، و یه Wallpaper برای دسکتاپ...

هرکی میخواد ایمیل بزنه براش بفرستم...

من فکر نمیکردم این نوع خرچنگ اینقدر علاقمند داشته باشه!!! اما اینجا میتونین عکسهای قشنگتری رو ازش ببینین...

اين Post را Elvis Moris در زمان ۱۰:۴۶ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



زنان هر نيم ساعت جلوی آينه خود را برانداز می کنند!

بر اساس تحقيقی که به تازگی در بريتانيا منتشر شده است، زنان به طور ميانگين هر نيم ساعت يکبار خود را در آينه تماشا می کنند.

بر اساس اين تحقيق، زنان در ۱۶ ساعت از روز که بيدار هستند به طور ميانگين ۳۴ بار مقابل آينه قرار می گيرند و خود را برانداز می کنند.

همچنين زنان در روز ۱۱ بار خود را آرايش می کنند و ۸۹ درصد آنهايی که مورد پرسش قرار گرفته اند در کيف خود آينه به همراه داشته اند.

اين تحقيق نشان می دهد که زنان شهر ليورپول در اين زمينه رکورد شکسته و به طور ميانگين ۷۱ بار در روز خود را در آينه سبک و سنگين می کنند.

در همين حال زنان اهل بريستول از شهرهای غرب لندن تنها هشت بار در روز به آينه سرک می کشند.

اين تمايل جغرافيايی در مردها هم صدق می کند و مردهای اين دو منطقه هم به همين نسبت به نگاه کردن در آينه علاقه نشان می دهند.

مردهای بريتانيايی به طور متوسط ۲۷ بار در روز خود را در آينه تماشا می کنند.

بر اساس اين تحقیق، مردم در سن ۲۷ سالگی با ۵۲ مرتبه تماشای خود در آينه در يک روز بيش از هر رديف سنی ديگر خود را موشکافی می کنند.

يک مدير موسسه زيبايی که اين سرشماری را در ميان دو هزار نفر از مردم بريتانيا انجام داده در مورد نتايج اين سرشماری به خبرگزاری رويترز گفته است که «مردم بريتانيا معمولا به دليل اينکه نسبت به ساير مردم اروپا کمتر به ظاهر خود توجه می کنند مورد انتقاد قرار می گيرند، اما نتايج اين سرشماری نشان می دهد که برای ما ظاهر آراسته بسيار اهميت دارد.»

منبع

اين Post را مریم در زمان ۹:۰۹ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


یکشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۶
کوه... فقط یه تفریح نیست...
ساعت 4.5 صبح... من و محسن... آروم و ساکت... فقط نور مهتاب راه رو بهمون نشون میداد، گهگاهی هم گروههای دو یا چند نفری کنار راه آتش روشن کرده بودند...

تا پلنگ چال... واسه کسی که 7 سال از کوه دور بوده... تا همینجاش هم هنره!!! بعد از یه کمی استراحت... بالاتر رفتن فقط کار ماهیچه و بدن نیست... یه کمی باید روی ذهن کار کرد... فقط باید بگی میتونی... همین و بس!

میخواستم دق دلیمو سر کوه خالی کنم... گفتم محسن بیا بریم... من میخوام برم بالا! گفت 3 تا راه داریم کدومو بریم؟ شیب کم؟ ... گفتم میخوام همه انرژیمو خالی کنم... بریم از مسیر بالا...

کم کم حس میکردم که انرژیم داره تموم میشه! فکر نمیکردم که اینهمه از نظر بدنی ضعیف شده باشم!!! اما مثه اینکه باید با یکی میجنگیدم!!! کوه! مگه میشه با کوه جنگید!!! با 10 کیلو اضافه وزن فکر نمیکردم بتونم خودمو بالا بکشم... اما شد!!!

اینقدر مسیر سنگلاخ و پر پیچ و خم کوه فکر منو به خودش مشغول کرده بود که همه چیز از یادم رفته بود... فکر میکردم دوباره متولد شدم... دو سه ماهی بود که این حس رو نداشتم...

توی مسیر کوه همه فکرهایی که میومد به ذهنم خیلی زود با اولین مسیر پر شیب فراموش میشد... خوب اینهم قسمتی از درسهام بود!!! سراشیبهای زندگی زیادن... وقتی به یه سربالائی با شیب تند برخورد میکنی مسیرهای صعب العبور قبلی برات آسون به نظر میان... اونوقت وقتی اون مسیرهای سخت رو پشت سر گذاشتی... حالا میدونی که اگه بخوای میتونی از راهی که قبلا به سختی ازش گذشتی دوباره عبور کنی، اما این بار با علم به اینکه این راه میتونست سخت تر هم باشه... اونوقته که میفهمی چقدر آسونه و چه آسون میشد این مسیر رو رفت... و مسیرهای سخت تری هم هست که باید پشت سر گذاشت...

وقتی که خسته میشی از سرو کله زدن با کوه میتونی برگردی! اما وقتی ادامه میدی و به مقصد میرسی متوجه میشی ارزشش رو داشته...

بهتون پیشنهاد میکنم برید کوه سعی کنید تا جائی که انرژی دارین صرف کنین... انرژی زیاد که بمونه توی بدن، می گنده! اونوقت باید صرف بی اهمیت ترین چیزها کنیدش!!! بگم مثه چی؟ مثه خاله زنک بازی !!!

اینهم عکسهای کوه

تهران رو مگه میشه دید!!!



اینهم یه سراشیبی تند!!!



اولین برف امسال هنوز ایستگاه 7 روی زمین بود


اين Post را Elvis Moris در زمان ۹:۵۳ ق.ظ. ارسال كرده
3 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟


شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۶
زیباترین کلمه‌ سال 2007 در جهان: یاکاموز
دانستنی‌ها - همشهري آنلاين:
انستیتوی روابط خارجی آلمان در ماه اوت کلمه ترکی "یاکاموز" را به عنوان "زیباترین کلمه جهان در سال ۲۰۰۷" معرفی کرد.
به گزارش دويچه وله، واژه‌های "هولو" و ‌"ولنگتو" دوم و سوم شدند.

تابستان امسال مسابقه‌ای با عنوان "زیباترین کلمه در جهان" توسط انستیتو‌ی روابط خارجی آلمان در اشتوتگارت برگزارشد. هیئت داوران از بین حدود ۲۵۰۰ کلمه ارسال شده، کلمه‌ "یاکاموز" (Yakamoz)، به معنای "انعکاس ماه در آب" را انتخاب کرد. در این مسابقه نزدیک به ۶۰ کشور شرکت داشتند.

کلمات آلمانی در این مسابقه عبارت بودند از "فرنوه"(Fernweh)، "کویچ‌فیدل" (Quietschfidel) و "هایل‌بوت‌شنیتشن" (Heilbuttschnittchen) که معنای آنها به این ترتیب است: "دلتنگی برای سفر به دوردست"، "آدم سرحال و شلوغ" و "نانی که در آن تکه‌های ماهی وجود دارد".

کلمه چینی "هولو"(hulu) به معنای "خر و پف کردن" و"ولنگتو" (volongoto)، که در زبان آفریقایی لوگاندا به معنی "بی‌نظم" است، به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند.

خبر كامل

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۲۱ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟



گوئی این بار واقعاً خیلی زود دیر شد!!!
روزی که عزیز رفت یکدفعه این قطعه از شعر قیصر رو که فقط به گوشم خورده بود اما نمیدونستم سراینده اش کیه در ذهنم نقش بست... اینکه "ناگهان چقدر زود دیر میشود!"

برای عزیز نوشتم.. اما اون که نمی شنید... نمیدید و یا شاید نمیخواست حتی بخونتش... و رفت...

هفته گذشته وقتی که توی ماشین بر حسب اتفاق رادیو روشن بود شنیدم که دکتر قیصر امین پور درگذشت... و اما دقیقاً همین شعر بعد از خبر درگذشت آن مرحوم خونده شد... شعری که همیشه ذهن منو به خودش مشغول می کرد و دوست داشتم سراینده اش رو بشناسم...


حسرت همیشگی

حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود

آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

اين Post را Elvis Moris در زمان ۹:۴۴ ق.ظ. ارسال كرده
0 نظر در مورد اين موضوع
شما نظري ندارين؟