یکشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۶
کوه... فقط یه تفریح نیست...
ساعت 4.5 صبح... من و محسن... آروم و ساکت... فقط نور مهتاب راه رو بهمون نشون میداد، گهگاهی هم گروههای دو یا چند نفری کنار راه آتش روشن کرده بودند...

تا پلنگ چال... واسه کسی که 7 سال از کوه دور بوده... تا همینجاش هم هنره!!! بعد از یه کمی استراحت... بالاتر رفتن فقط کار ماهیچه و بدن نیست... یه کمی باید روی ذهن کار کرد... فقط باید بگی میتونی... همین و بس!

میخواستم دق دلیمو سر کوه خالی کنم... گفتم محسن بیا بریم... من میخوام برم بالا! گفت 3 تا راه داریم کدومو بریم؟ شیب کم؟ ... گفتم میخوام همه انرژیمو خالی کنم... بریم از مسیر بالا...

کم کم حس میکردم که انرژیم داره تموم میشه! فکر نمیکردم که اینهمه از نظر بدنی ضعیف شده باشم!!! اما مثه اینکه باید با یکی میجنگیدم!!! کوه! مگه میشه با کوه جنگید!!! با 10 کیلو اضافه وزن فکر نمیکردم بتونم خودمو بالا بکشم... اما شد!!!

اینقدر مسیر سنگلاخ و پر پیچ و خم کوه فکر منو به خودش مشغول کرده بود که همه چیز از یادم رفته بود... فکر میکردم دوباره متولد شدم... دو سه ماهی بود که این حس رو نداشتم...

توی مسیر کوه همه فکرهایی که میومد به ذهنم خیلی زود با اولین مسیر پر شیب فراموش میشد... خوب اینهم قسمتی از درسهام بود!!! سراشیبهای زندگی زیادن... وقتی به یه سربالائی با شیب تند برخورد میکنی مسیرهای صعب العبور قبلی برات آسون به نظر میان... اونوقت وقتی اون مسیرهای سخت رو پشت سر گذاشتی... حالا میدونی که اگه بخوای میتونی از راهی که قبلا به سختی ازش گذشتی دوباره عبور کنی، اما این بار با علم به اینکه این راه میتونست سخت تر هم باشه... اونوقته که میفهمی چقدر آسونه و چه آسون میشد این مسیر رو رفت... و مسیرهای سخت تری هم هست که باید پشت سر گذاشت...

وقتی که خسته میشی از سرو کله زدن با کوه میتونی برگردی! اما وقتی ادامه میدی و به مقصد میرسی متوجه میشی ارزشش رو داشته...

بهتون پیشنهاد میکنم برید کوه سعی کنید تا جائی که انرژی دارین صرف کنین... انرژی زیاد که بمونه توی بدن، می گنده! اونوقت باید صرف بی اهمیت ترین چیزها کنیدش!!! بگم مثه چی؟ مثه خاله زنک بازی !!!

اینهم عکسهای کوه

تهران رو مگه میشه دید!!!



اینهم یه سراشیبی تند!!!



اولین برف امسال هنوز ایستگاه 7 روی زمین بود


اين Post را Elvis Moris در زمان ۹:۵۳ ق.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

Blogger Unknown نوشته

Salam Maryam Jan,
Vaghean az topic jadidet dar morede kooh lezat bordam,zemnan axhat ham mano bord be khaterate ghadimam tooye koohhaye Tehroon,

Hamishe khosh bashi khanoom.
Amir
۱۳۸۶ آبان ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۱:۰۰:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

Blogger Elvis Moris نوشته

Salam Amir jan :-)

albate mano maryam khanoom nadarim in blog male hameye govaraee hast, paeene post ha esme ersal konandash ham hast, bazi az post ha ro man ersal mikonam :-)

mamnoon az tavajohetoon

Elvis
۱۳۸۶ آبان ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۱:۵۳:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

Blogger Elvis Moris نوشته

:-)
۱۳۸۶ آبان ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۱:۵۸:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

نظر دهيد وب سايت گوارا