
چهارشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۶
بخشي از گفتگوي كيومرث پوراحمد در شب شيشه اي
منظورم اين است كه مميزي در اصل سوژه است يا پرداخت سوژه؟ هردو . نوك برج اكران شد حالا كه در ويدئو رفته است 2 تا صحنه اش حذف شده است .
من يكبار اين را از يكي از مسئولين سئوال كردم پرسيدم كه چرا يك فيلمي كه اكران است يك سري از صحنه ها در آن فيلم است ولي در ويدئو خانگي اين پلانها حذف ميشود بعضي ميگفتند كه دسترسي به ويدئو خانگي خيلي راحتر از سينما است به همین دليل است كه متفاوت است. من نميدانم اين همه فيلم قاچاق مستحجن در جامعه پر است .نوك برج امير حسين صديق موقع جارو كردن خانه اش با يك موسيقي مجاز كه نوارش در بازار است ميرقصد يك حركات كوچكي ميكند شبيه رقص گفتند اين در آمده است گفتم چرا گفتند كه اين دكتر است و دكتر نبايد برقصد .
......
مهدي باقر بيگي را از كجا پيدا كرديد ؟ از داخل مدرسه ها مثل همه ي فيلمهاي ديگر اين عباس عاري زاده كه اسم فيلمش را يادم نيست و لي دما ميزد زير باران اينر ا ما صبح رسيديم بوشهر شب پيدايش كرديم مجيد مثلاً 40 روز طول كشيد تا پيدا بشود .
الان كجاست ؟ فقط شانس اين را داشت كه يك سريال بازي بكند كه مطرح باشد و جذاب باشد ايشان الان مهمندس كشاورزي است و در شهرداري اصفهان بخش صمعي و بصري كار ميكند و فكر ميكنم كه بچه دار هم شده باشد.
......
دومين حضوري كه در قصه هاي مجيد بود و اين حضور جا افتاد و تكرار شد مادر بزرگوار شما هست پروين دخت يزدانيان كه شنيدم در اين اواخر بيماري هم دارند چطور شد كه به فكر افتاديد از ايشان استفاده بكنيد ؟ براي اين نقش هم بايد مي رفتم دنبال زنان معمولي خانه دار ديگه من ديدم مادرمان هم جزء اين زنان معمولي است و تست گرفتيم ديدم كه خيلي خوب است تست را آوردم تهران و دوستان كارشناسم را جدا جدا دعوت كردم خانه ، البته مادرم را نمي شناختند ميگفتم كه بين اين خانمها كدام از همه بهتر و همه مادر من را ميگفتند به خاطر اينكه من فكر ميكردم نكند عرق مادر فرزندي باشد كه من اين فكر را ميكنم ديدم كه نه همه تشخيصشان اين است كه خيلي خوب است.
.......
ميخواستم بدانم كه شگرد خاصي است در انتخاب بازيگر يا بازيگرداني شما روشهاي خاصي دارد . من در مدرسه دخترم و قتي كه رفته بودم برايشان صحبت ميكردم در سر صف طبيعتاً بيشترين سوالشان اين بود كه آقا ما براي بازيگر شدن بايد چكار بكنيم من گفتم كه اولين شرط آن اين است كه دماغتان را عمل نكنيد ما براي يك فيلم نياز به دختر جوان داشتيم من به دستيارم سفارش كرده بودم كه كسي كه دماغش را عمل كرده است اصلاً راه نميدهيد .شما نگاه كن همه دختر ها شبيه هم شده اند .يك خانمي را انتخاب كرديم گفتيم خوب است چند روز بعد براي تست گريم كه آمد لبهايش شكلش عوض شده بود پيشاني اش يك شكلي شده بود يك كاراي عجيب و غريب كرده بود .
اين Post را مریم در زمان
۸:۳۱ ق.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا