پنجشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۸۵
سهراب سپهری


سايت رسمی سهراب سپهری
قسمت درباره سهراب سپهری جالبه مثلن در مورد مدرسه گفته:

... مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت : مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد....
... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد.
مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم.
بي آنكه خدايي داشته باشم ...

اين Post را مریم در زمان ۱۱:۱۲ ق.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

Anonymous ناشناس نوشته

چقدر قشنگ و لطيف
۱۳۸۵ آبان ۱۴, یکشنبه ساعت ۹:۵۷:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

نظر دهيد وب سايت گوارا