سه‌شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۸۸
خبر بد را باید این جوری گفت!!!!!!
داستان زیر را آرت بو خوالد طنز نویس پر آوازه ی آمریکایی در تأیید اینکه نباید اخبار ناگوار را به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند :

مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود پس از مراجعه پرسید :

جرج از خانه چه خبر ؟

خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد .

سگ بیچاره پس او مرد په پیز باعث مرگ او شد ؟

پرخوری قربان !

پرخوری؟ مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت ؟

گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد .

این همه گوشت اسب از کجا آوردید ؟

همه اسب های پدرتان مردند قربان !

چه گفتی ؟ همه آنها مردند ؟

بله قربان . همه آنها از کار زیادی مردند .

برای چه این قدر کار کردند ؟

برای اینکه آب بیاورند قربان !

گفتی آب . آب برای چه ؟

برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان !

کدام آتش را؟

آه قربان ! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد .

پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزی چه بود ؟

فکر می کنم که شعله شمع باعث این کار شد . قربان !

گفتی شمع ؟ کدام شمع ؟

شمع هایی که برای تشییع جنازه مادرتان استفاده شد قربان !

مادرم هم مرد ؟

بله قربان . زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمین

گذاشت و دیگر بلند نشد قربان !

کدام حادثه ؟

حادثه مرگ پدرتان قربان !

پدرم هم مرد ؟

بله قربان . مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت .

کدام خبر را ؟

خبرهای بدی قربان .. بانک شما ور شکست شد . اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت تو این دنیا ارزش ندارید .

من جسارت کردم قربان خواستم خبرها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان !!!

اين Post را مریم در زمان ۲:۲۵ ب.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت گوارا