شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۷
قوانين حمار، سگ و گاو

قانون گاو:
گاو سرشو می‌اندازه پایین و کار خودشو انجام می‌ده، کاری نداره کسی چی می‌گه! از شاخش هم استفاده نمی‌کنه، چون بهترین شاخ زن‌ها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند.
برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که "الان ساعت ملاقات هست؟" یا اینکه "می‌تونم برم تو؟" اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را می‌گیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازی‌ها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه می‌کنند، وقتی شما بی توجه به همه‌ی آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار می‌روند یا فراد مجبور می شن خودشونو با شما وفق بدن. در کل این قانون (قضیه) در جوامعی مثل جامعه ایران که فضولی در کار دیگران امری پسندیده (!) محسوب می‌شود بسیار کاربرد دارد.
قانون سگ
سگی شما رو دنبال کرده و شما فقط یه قرص نان دارید، اگر کل نان را جلوش بندازید، زود می‌خوردش و بعدش به شما حمله می‌کنه، پس بهترین کار اینه که نان را تکه تکه بهش بدین تا زمانی که به جای امنی برسید.
مثلا می‌دانید که طرح یک پروژه یک ماه طول می‌کشه، اما اگر به کارفرما بگویید یک ماه، شاکی می‌شه و فحش می‌ده، شایدم رفت و کار را داد به یکی دیگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحویل می‌دهید. مثلا هفته اول سایت پلان، به همراه پلان اولیه، هفته دوم پلان نهایی و الا آخر! اینطوری طرف شاکی نمی شه که هیچ، کلی هم ذوق می‌کنه که تو جریان پیشرفت کار قرار داشته!
قوانین حمار
در درس هندسه قضیه‌ای داشتیم به عنوان قضیه حمار که می‌گفت حاصل جمع طول دوضلع یک مثلث از طول ضلع سوم بیشتر است. اما قوانین حمار به همین خلاصه نمی‌شود. در ادامه کل قوانین حمار را توضیح می‌دم (روی عکس کلیک کنید تا سایز بزرگتر را ببینید(

قانون اول:
هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی می‌کند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.
نتیجه‌گیری: در دبیرستان می‌گفتند که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می‌کنه!
قانون دوم:
هرگاه خری در فاصله‌ی مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی‌رود تا از گرسنگی بمیرد!
نتیجه‌گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیمگیری کنید.
قانون سوم:
هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند. مثلا راننده نيسان
نتیجه‌گیری: خیلی وقتها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد بُرد" بیاندیشید .سیاستمدار باشید، خر نباشید!
نتیجه‌گیری‌های بالا را می‌شه به خیلی از مسائل مثلا سیاست خارجی، داخلی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و … بسط داد. به امید روزی که همه مثل آدم رفتار کنند!

اين Post را مریم در زمان ۱۰:۴۱ ق.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت گوارا