
پنجشنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۸۷
المپیک از دید صادق زیبا کلام
صفحه اول - واقعیت پنهان نمیماند صادق زیباكلام:نتایج بازیها یا درستتر گفته باشیم، شكست یا ناكامیهای ایران در المپیك آنقدر اسفناك بود كه كمتر كسی تصور میكرد ما آنقدر وضعمان و جایگاهمان در مقایسه با كشورهای دیگر ممكن است تنزل پیدا كرده باشد. هیچكس البته نمیتواند ادعا كند كه میان پیشرفت و وضعیت مطلوب توسعه در یك كشور از یكسو و نتایجی كه آن كشور در میدانهای رقابت المپیك از سویی دیگر به دست میآورد، یك رابطه مستقیم وجود داشته و كسب مدال و قرار گرفتن در جایگاه یا لااقل در جدول المپیك لزوما به معنای توسعهیافتگی و پیشرفته بودن یك كشور است. اما در عین حال از این واقعیت هم نمیتوان گریخت كه بسیاری از كشورها كه در المپیك دستاوردهای چشمگیری داشتهاند، نوعا كشورهایی هستند كه در زمینههای اقتصادی، صنعتی، فنی، علمی وغیره هم كشورهای موفقی در عرصه بینالمللی محسوب میشوند و متقابلا بسیاری از كشورها كه دستاوردی در المپیك نداشته و در قعر جدول رقابتها قرار دارند، از نظر پیشرفت و توسعه هم چندان شیره گلوسوزی نیستند. آنچه را كه با یقین بیشتری میتوان گفت آن است كه نتایج ایران در المپیك با هالهای از سكوت از سوی مسوولان و نپرداختن كافی به آن در رسانههای حكومتی (صداوسیما و روزنامههای دولتی) همراه بوده است. میتوان به آسانی تصور نمود كه برعكس وضعیت غمانگیز فعلی، اگر ما مدالهای بیشتری كسب كرده بودیم و فیالمثل در میان بیست كشور تحت جدول قرار میگرفتیم، چه بهبه و چهچه و چه تبلیغاتی از سوی مسوولان و دولتمردان ما و رسانههای دولتی كه به راه نمیافتاد. در آن صورت، موفقیتهای ورزشكاران ایرانی در المپیك وسیلهای میشد برای بهرهبرداریهای سیاسی و نشان دادن دستاوردها، موفقیتها و پیروزیها و در عین حال، پشت زرق و برقهای پیروزیهای المپیك پنهان شدن و فراموش كردن قیمت گوشت، مرغ، دارو، قطع روزانه برق، تلفات هولناك در جادههای كشور، بیكاری، رواج مواد مخدر و دهها درد و مشكلات دیگر مملكت و در عوض مباهات كردن به پیروزیهای بزرگ و دستاوردهای آنچنانی. اما المپیك پكن چنین فرصتی را برای مسوولان پیش نیاورد. مسوولان ما كه معمولا هیچ فرصتی را به منظور ظاهر شدن جلوی دوربینهای تلویزیون در كنار «دستاوردهای» خود از دست نمیدهند، از بد حادثه و از قضای روزگار، از نمد المپیك نهتنها كلاهی نتوانستند بدوزند، بلكه بدتر، ناكامی در المپیك بدل به نوعی «ضدحال» شد. اشكال شكستهای ما در المپیك فقط در نفس شكست خوردن نیست. بسیاری كشورهای دیگر هم مثل ما هستند یا حتی از ما هم پایینترند. منتها تفاوت ما با آن كشورها در این است كه ما منتها خود را در حال یك پیكار و رقابت نفسگیر با قدرتها و كشورهای مهم دنیا میدانیم، بلكه از بسیاری جهات (اخلاقی، انسانی، دینی، معنوی و...) خود را یك سروگردن هم از آنان بالاتر پنداشته و اساسا معتقدیم كه آنان در مسیر زوال و نابودی قرار دارند و حالا عنقریب كه شاید نه، اما به زودی آنان سقوط كرده و نیست و نابود خواهند شد و پیروزی از آن ما خواهد بود. بوركینا فاسو، گینه بیسائو و حبشه پیروزی در المپیك نداشتند و كم و بیشی هم ردیف ما در جدول مدالها قرار دارند. اما نه رهبران بوركینا فاسو و نه دولتمردان، چنین داعیهای ندارند. اشكال یا درستتر گفته باشیم، حسن المپیك در آن است كه جایگاه و وضعیت ما را عریان و آنگونه كه واقعا هست و نه آنگونه كه خودمان دوست داریم تصور كنیم و باورمان شده، در معرض دید قرار میدهد. پیروزی در المپیك را نه میتوان با پول نفت خرید، نه میتوان آن را از كشوری دیگر كپی كرده و بهبود بخشید، نه میتوان آن را از بازار سیاه تهیه كرد و نه با چندین برابر هزینه واقعیاش به دست مهندسین و دانشمندان خودمان ایجاد كرد. شاید در سایر حوزهها نبودن واقعیتها را پنهان ساخته یا حتی آن را آرایش نموده و به شكل دیگری در معرض افكار عمومی قرار داد. اما اشكال اساسی المپیك و در كل ورزش آن است كه نمیتوان هیچ بلایی بر سر آن آورد و با هیچ لطایفالحیلی نمیتوان حقایق آن را از مردم پنهان ساخت و آن را به شكل و شمایل دیگری به مردم عرضه داشت. اشكال دیگر المپیك آن است كه ناكامی و درماندگی در آن را نمیتوان بر گردن دیگران انداخت؛ چراكه المپیك، المپیك است. خوب و بد، زشت و زیبا، تواناییها و ناتواناییها، سیاستها و بیسیاستیها، لیاقتها و بیلیاقتیها، با فكر و برنامه و تدبیر كاركردنها و در مقابل بیفكر و بیبرنامه و گترهای عمل كردنها، گزینش و انتصاب مسوولان بر اساس استعداد، شایستگیها، مهارتها، تجربه و دانشها و در مقابل انتصاب مسوولان بر اساس انگیزههای سیاسی و وابستگیهای جناحی و خطی و بله قربانگو بودن و بسیاری جنبههای دیگر ملتها و كشورها را المپیك به نمایش میگذارد. دوربین بازیهای المپیك را میتوان متهم به خیلی چیزها كرد. اما نمیتوان المپیك را متهم به خطی و جناحی عمل كردن نمود. المپیك آینهای است كه نه آنچه كه باور داریم و تصویری كه در رویاها از خود و جهان ساختهایم را نشان میدهد، بلكه آنچه را كه در عالم واقعیت هستیم را برملا میكند.
اين Post را مریم در زمان
۸:۵۳ ق.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا