شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۶
قصه
در افسانه ها آمده است كه اسكندر مقدوني شاخ داشته و هميشه شاخشهايش را از ديد ها مخفي مي كرده و هيچكس از اين موضوع باخبر نبوده است. به همين دليل اين راز چون كوهي بر قلب او سنگيني مي كرده.
تا اينكه عاقبت تحمل اين راز برايش غير ممكن شده و رازش رادر چاهي بازگو ميكند.
از آن پس در تمام آن سرزمين از ني هايي كه از آن چاه روييده بود و چوپانهاآنرا مي نواختند اين نغمه به گوش مي رسيد كه
اسكندر شاخ دارد.

اين Post را مریم در زمان ۱:۱۹ ب.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت گوارا