شنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۶
دکتر محمد سیاسی...
یکی از روزهای سال سوم دبیرستان معلم ادبیات فارسی مثل همیشه شعری رو برامون میخوند و بیت به بیت معنی و تفسیر میکرد... یکی از این اشعار رو من خوب حفظ شدم چون تعبیر قشنگی که دبیر ادبیاتمون داشت خیلی به دلم نشست...

گفتمش کشتی مرا بر گردنت خون منست
گفت از جان بگذرد آنکس که مفتون منست

گفتمش با بوسه ای کردی ز خود بیخود مرا
گفت این خاصیت لبهای میگون منست

گفتمش عشق تو عالمگیر کرد افسانه ام
گفت این افسانه سازیها ز افسون منست

گفتمش من واله و شیدا و مجنون توام
گفت شهری واله و شیدا و جنون منست

گفتم ای گل رسم و قانون نکویان چیست ؟ گفت
بیوفایی رسم من بیداد قانون منست

گفتمش چون طبع من قد تو موزون است گفت
طبع موزون توهم از قد موزون منست

اين Post را Elvis Moris در زمان ۳:۲۶ ب.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت گوارا