
یکشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۶
از رنجي كه مهاجران افغان از "چارخونه" ميبرند
محمدكاظم كاظمي، يكي از مهجران افغان در ايران، در وبلاگ خود متن نامهاي را قرار داده كه در اعتراض به سريال چارخونه، براي روزنامه جام جم فرستادهبوده، اما آنها از انتشار آن خودداري كردهاند. او نوشته است:
«بسيار رنجبار است كه كسي لهجهات، اين ركن مهم هويتت را به سخره بگيرد. و رنجبارتر اين است كه لهجهاي نازيبا و ناخوشايند را به تو نسبت دهند و آن را به نام تو به سخره بگيرند. و اين رنجي است مضاعف.
........
باري، من به ديگر جوانب شخصيتي با عنوان «نذير شنبه» در اين مجموعه درنميپيچم و از اينها به اختصار ميگذرم كه در افغانستان كسي را «شنبه» و «يك شنبه» نام نمينهند و خود ميدانند كه اينها نام روزهاي هفته است، نه نام آدميان. فقط كلمة «جمعه» آن هم به خاطر قداستي كه دارد، وارد بعضي نامهاي ما شده است، مثل «جمعهگل» و امثال اينها. و نيز به اين موضوع نميپيچم كه نحوة حضور اين شخصيت و اين كه به مرور زمان، از كارگري به مراتب و شئون ديگر اجتماعي ميرسد و حتي جاي را براي ديگران هم تنگ ميكند، خود كنايهگونهاي است بر حضور مردم مهاجر افغانستان در ايران.
.......
براي ما مردم افغانستان ماية مباهات است كه بعضي واژگان كهن فارسي را حفظ كردهايم. بسياري از ما، به «اجاق»، «آتشدان» ميگوييم; به «چكمه»، «موزه» ميگوييم; به «شلوار»، «ازار» ميگوييم; به «سفره»، «دسترخوان» (دستارخوان) ميگوييم و كسي كه با اين واژگان آشنا باشد، لاجرم شاهنامة فردوسي و تاريخ بيهقي و ديگر متون كهن فارسي را بهتر درك ميكند.
متن كامل
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۴۶ ق.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا