
دوشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۶
رضا خان
رضا خان گفته بود:
ترکمن ها حق ندارند در مجامع عمومی، در مدرسه در خیابان و در هر جا که یک غیر ترکمن حضور داشته باشد به زبان خودشان حرف بزنند
گفته بود
در ایران یک زبان وجود دارد آنهم زبان ایرانی است. لازم نیست ترکمن ها این صدا های عجیب و غریب را از خودشان در بياورند. اینها هم یا مثل آذربایجانیهادر دهانشان را گل بگیرند یا ایرانی حرف بزنند. هر جا ماموران ما دیدندکه ترکمنی به همان زبان خودش حرف می زند فورن شلاقش بزنند. در جا شلاقش بزنند. جلوی چشم همه. همه را هم مجبور کنند که شلاق خوردن او را تماشا کنند. آن ترکمن را هم وادار کنند مثل آدم فارسی حرف بزند.
رضا خان گفته بود:
این اداهای قبیح را هم دیگر ترکمن ها از خودشان در نیاورند: ذکر و رقص خنجر یعنی چه؟ بهتر است خنجر هایشان را غلاف کنند بروند رقص های خیلی قشنگ مازندرانی یاد بگیرنند. کسی مجبورشان نکرده آن حرکات را بکنند. من یک بار ذکرشان را دیدم سه شب خوابم نبرد. اینها بهتر است که دیگر آواز هم نخوانند. تار هم نزنند. با سه تارش هیچ غلطی نمی توانند بکنند آنوقت دو تار می زنند. مرده شور تار زدن و آواز خواندشان را ببرد. و لبخند زده بود و همه حضار تا مدتها لبخند زده بودند.
رضا خان گفته بود:
هیچ لازم نیست این ترکمن ها مجلس عروسی بگیرند یا عزاداری به پا کنند. اینها آداب و رسوم ما را هم خراب کرده اند. بعد از این یا مثل همه مردم ایران، سر خاک مرده هایشان بی سر و صدا عزاداری کنند یا اصلن نکنند. مثل همه مردم ایران، عروسی کنند یا اصلن نکنند. شنیده ام شب عروسی مرد ها با هم مرافعه می کنند و چند نفر را سر می برند. ماموران نظمیه همه جا باشند. این آدم کش ها را بگیرند فورن دار بزنند. دار که بزنند کار درست می شود. دوای همه دردهای این ملت اصولن دار است و شلاق.
رضا خان گفته بود:
ادامه دارد
_________________________________
قسمتی از کتاب آتش بدون دود
اين Post را مریم در زمان
۸:۲۹ ب.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا