یکشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۵
چه حالی گرفته شده از Robert عزيز!
دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل مي شود.پس از دوماه، نامه اي ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون:

«لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست.»
باعشق:روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه 56 تا بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

«روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.»

اين Post را مریم در زمان ۱۲:۱۴ ب.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

Blogger حمید رضا نوشته


اول داستان به نظرم آمد که بگویم ای پسر نامرد ولی تا انتها که رفتم نظرم عوض شد. ای دختر انتقامجوی نامرد ! ولی دمش گرم
۱۳۸۵ مرداد ۱۵, یکشنبه ساعت ۱۳:۲۱:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

Anonymous ناشناس نوشته

in "ba eshgh" esh mano koshte
۱۳۸۵ مرداد ۱۵, یکشنبه ساعت ۱۸:۱۸:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

نظر دهيد وب سايت گوارا