سه‌شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۴
آرزو
همه آرزویش این بود که بیرون آب در آسمان پرواز کند.هر روز به سطح آب می آمد و به آسمان نگاه می کرد و آرزو میکرد که بتواند مانند پرندگان پرواز کند.
باز به سطح آب آمده بود و با حسرت به پرندگان خیره شده بود که ناگهان از آب جدا شد و فاصله گرفت...داشت پرواز می کرد...! در پوست خود نمی گنجید به آرزویش رسیده بود.نگاهش را به اطراف چرخاند...مرغ دریایی را دید که بیش از او خوشحال است

اين Post را مریم در زمان ۸:۲۱ ق.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

نظر دهيد وب سايت گوارا