دوشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۴
دل غريبه هارو بيشتر دوس دادين يا خوديارو؟
بامردي كه در حا ل عبور بود برخورد كردم
آخ!! معذرت ميخوام
من هم معذرت ميخوام
دقت نكردم
ما خيلي مؤدب بوديم ، من واين غريبه
خداحافظي كرديم وبه راهمان ادامه داديم
اما در خانه چيزي متفا وت گفته ميشه
با آنهايي كه دوست داريم چطور رفتار ميكنيم
كمي بعد آنروز، در حال پختن شام
پسرم خيلي آرام كنارم ايستا د
همينكه برگشتم به اوخوردم وتقريبن انداختمش
" اه !! ازسرراه برو كنار"
بااخم گفتم
قلب كوچكش شكست ورفت
نفهميدم كه چقدر تند حرف زدم
وقتي توي تختم بيدار بودم
صداي آرام خدا در درونم گفت
وقتي با يك غريبه برخورد ميكني ، آداب معمول را رعايت ميكني
ما با بچه اي كه دوست داري بد رفتار ميكني
برو به كف آشپزخانه نگاه كن
آنجا نزديك در چند گل پيدا ميكني
آنها گلهايي هستند كه او برايت آورده است
خودش آنها را چيده: صورتي و زرد و آبي
آرام ايستاده بود كه سورپريزت بكنه
وهرگز اشكايي كه چشماي كوچيكشو پر كرده بود نديدي
در اين لحظه احساس حقارت كردم
واشكام سرازيرشدند
آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم
بيدار شو كوچولو ، بيدار شو
اينا گل ها ين كه تو برام چيدي؟
او خنديد? اونارو كنار درخت پيدا كردم
ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن
ميدونستم دوستشون داري ، مخصوصا" آبيه رو
گفتم پسرم واقعا" متاسفم ازرفتاري كه امروز داشتم
نميبايست اونطور سرت داد بكشم
گفت :اشكالي نداره من به هر حال دوستت دارم مامان
گفتم :من هم دوستت دارم پسرم
و گلهارو هم دوست دارم ، مخصوصا" آبيه رو

اين Post را مریم در زمان ۱۰:۱۹ ق.ظ. ارسال كرده

نظرات ديگران

Anonymous ناشناس نوشته

حالا چی شد این انگلیسیاشو پایینش نوشتی؟معمولن آدم ها به کسایی که دوست شون دارن کم تر توجه می کنن چون خیال می کنن خب اون که دوستمون داره پس اگه زیاد هم به ش توجه نکردم چیزی تغییر نمی کنه.به خاطر همین ئه که خیلی وقتا که عزیزی رو از دست می دیم تازه یاد خوبیاش می افتیم.
رحم الله من یقرا فاتحه مع الصلوات .:))
۱۳۸۴ مهر ۲۰, چهارشنبه ساعت ۱:۵۶:۰۰ (‎+۳:۳۰ گرینویچ)  

نظر دهيد وب سايت گوارا