
پنجشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۴
مراسم ختم
چند وقته که يکی از همکارای خوب و خوش اخلاق ما ديگه بين ما نيست، برا هممون از دست دادنش خيلی دردناکه، حدود يک هفته پيش مراسم سومش تو مسجد ... برگزار شد.تو قسمت خانوما اصن جای نشستن نبود.خيليا اومده بودن همه هم متاثر بودن، کسی با بغل دستی اش حرف نميزد، حتی کسی لبخندهم نميزد.همه حرمت مراسم و عزيز از دست رفتشونو نگه داشته بودن جز يه نفر
آخوندی که بالا منبر بود
اين آقا به جای اينکه يه ارزشی به مراسم اضافه کنه بر عکس حرمت مراسم رو ميشکست.صحبتش گل کرده بود، خاطره تعريف ميکرد، به هيجان اومده بود حتی سعی ميکرد بامزه بازيم دراره!
هميشه همينه ها، من تا حالا نديدم آخوندی تو يه مراسمی نقش مثبتی داشته باشه يا خاطره تعريف ميکنن يااز امام حسين ميگن.آخه چه ربطی داره؟
آرش تعريف ميکنه يه آقايی خانومش فوت کرده بوده، برا مراسمش با آخونده صحبت کرده که نميخوام يه کلمه عربی حرف بزنی ، يه کلمه هم مصيبت بخونی.آخونده هم قبول کرده بوده و انصافن فقط راجع به خصايل انسانی حرف زده اونم همش فارسی .
به نظر من که اونم لازم نيست، از اول تا آخر مراسم فقط قرآن پخش شه.
مسجدا قبول ميکنن بگی من آخوند نميخوام?
------------------
راستی از 3 تا لامصبی که نظر داده بودن ممنونم:X
اين Post را مریم در زمان
۹:۱۸ ق.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا
خدايش رحمت کناد.................
----------------------------
راستی لامصب جون....ممنون که تشکر کرده بودی