
دوشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۴
اگر خدا هست پس .....؟
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت
در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد
مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني
مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي
و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت
به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف
با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت:
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟
من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم
مشتري با اعتراض گفت:
پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آرايشگاه وجود دارند
“آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند”
مشتري گفت دقيقا همين است
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد!
---------------------------------------
شما موافقين؟
اين Post را مریم در زمان
۱۱:۰۸ ب.ظ. ارسال كرده
نظرات ديگران
-
وب سايت گوارا
man nemidoonam che esrarie ke yejoori be khodemoon beghabooloonim ke khoda hast!
ya hast ya nist, age fek mikoni hast ke "behesh morajee" kon o khosh bash, agaram fek mikoni nist, natars farda 1000 joor darde bidarmoon nemigiri.
shomahaee ke fek mikonin kheili mohemin, dar markaze tavajohe khodaeen, ke ta ghafel shin khoda haletoono begire, in khabara am nist, khoda khodas!oonja khodaee mikone, na az in karaee ke shoma in paeen mikonin
che dalile manteghi'ee! :-&